-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مهرماه سال 1403 14:34
در این مرداب بی تدبیری، مرگ امید را به تماشا نشسته ایم و بی خیال به زندگی خود ادامه می دهیم...
-
مرغ همسایه غازه
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 07:08
چند ماه پیش که حادثه کشته شدن اسماعیل هنیه پیش اومد، دولت سه روز عزای عمومی اعلام کرد اما سه روز قبل برای حادثه معدن طبس و کشته شدن ۵۰ نفر آدم، فقط استان خراسان رضوی اعلام عزا کرد. کاری به اینکه اصلا این اعلام عزاها در عمل هیچ تاثیری ندارن، ندارم ولی اینو میخوام بگم وقتی ارزش یک شخص خارجی بیشتر از ۵۰ نفر هموطن خودت...
-
سرپرستی
دوشنبه 19 شهریورماه سال 1403 16:26
متاسفانه بعد از کش و قوس های زیاد، نامه سرپرستی من رو زدن و سرپرست بودن، خیلی بدتر از چیزیه که تصور میکردم. هرچی سعی کردم فعلا این مسئولیت رو قبول نکنم، نشد و در نهایت گردن من افتاد. دغدغه های فکریم بیشتر شده، مشکلات کار و سرپرستی داره یکی و یکی شروع میشه: ۱- تمام مدتی که اینجا دارم کار میکنم، سعی کردم هم، همکارانم...
-
زباله گردی
شنبه 17 شهریورماه سال 1403 15:04
داشتم مدیریت یادداشت ها رو نگاه میکردم، دیدم ۶۴ نوشته منتشر شده دارم،۸ نوشته توی چرکنویس و ۴۰۶ نوشته توی زباله. این یعنی حرفهایی که از نظر خودم مزخرفه و به درد بیان کردن نمیخوره بیشتر از حرف هایی که قابل گفتنه. تازه اگه مخاطب حرفهای گفته شده رو مزخرف ندونه. در حین فرستادن چرکنویس ها به زباله این نوشته رو دیدم. نمیدونم...
-
بساز بنداز
دوشنبه 22 مردادماه سال 1403 06:58
جدیداً دوستان بساز بنداز دارن زحمت زیادی در حفظ ارتباط نزدیک بین همسایهها میکشن. ولی متاسفانه ما مردم ناشکر و قدرنشناسی هستیم. مثلا توی خونه وقتی فن حمام یا هود آشپزخانه رو روشن کنی، میتونی متوجه بشی همسایه ها غذا چی دارن و یا اینکه آیا غذاشون سوخته یا نه. در مورد توالت که دیگه نگم. حالا به اینکه فن و هود قاعدتا باید...
-
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
شنبه 13 مردادماه سال 1403 07:34
بدون مقدمه و بدون حاشیه: فقط سه راه برای پولدار شدن وجود داره: ۱- بابات پولدار باشه ۲- دزد باشی ۳- یک اتفاق خاص و شانس توی زندگیت بیفته غیر از این سه راه، راهی دیگه ای برای پولدار شدن وجود نداره. اصل مشکل اینجاس که مردم فکر میکنن با سخت کار کردن، پولدار میشن. البته که بستگی داره پولدار شدن رو چی تعریف کنی. ما داریم...
-
ماشین
چهارشنبه 3 مردادماه سال 1403 07:45
ماشین برادر همسر(مامان باباش براش خریدن) توی یکی از شهرهای استان مجاور، بخاطر سرعت و اینکه به ایست پلیس توجه نکرده، پلیس راه گرفته و برده پارکینگ. دیگه قرار شده چند روز ماشین پارکینگ بخوابه و بعد آزاد کنن. واسه همین ایشون برگشتن به شهر خودمون و امروز قرار شده برن دنبال کار ترخیص. دیروز همسر زنگ زد که ماشینو میدی به...
-
حرکت رو به جلو
سهشنبه 2 مردادماه سال 1403 06:42
یکی از چیزهایی که باعث میشه هنوز امید داشته باشم، ادکلنه. شاید خنده دار به نظر بیاد ولی این واقعیته.
-
برنامه
دوشنبه 1 مردادماه سال 1403 07:56
من معمولا آلارم گوشیم رو روی ۴:۳۵ تنظیم میکنم بعد که از خواب بیدار شدم کتری برقی روشن میکنم تا آب جوش بیاد. تا اون موقع یکمی توی اینترنت میچرخم ، بعد چای میذارم که دم بکشه و میرم حمام که دوش بگیرم. بعدش صبحانه آماده میکنم و میخورم و در نهایت بعد از جمع کردن سفره صبحانه، لباسمو میپوشم که ۵:۴۵ بیام سر خیابون که ماشین...
-
بازهم و بازهم
شنبه 30 تیرماه سال 1403 12:40
چهارشنبه بعد از ظهر، بعد از ساعت کاری تماس گرفتن که مشکلی پیش اومده و بیاین مشکل رو حل کنین. با یکی از همکاران اومدیم اداره که نگهبان گفت رییس حراست مجوز ورود افراد کارمند بعد از ساعت کاری نداده و باید با رییس حراست صحبت کنین. زنگ زدیم به مسئول شیفت عملیات گفت هماهنگی با حراست به ما ربطی نداده. باید رییس تعمیرات...
-
ارتباط
چهارشنبه 20 تیرماه سال 1403 07:29
آرایش کردن باعث زیبایی میشه، اما همین آرایش اگه از حدش بگذره نه تنها زیبا نیست بلکه حتی زشت هم هست. وقتی میبینی حالت بهم میخوره. این موضوع توی نحوه حرف زدن هم صدق میکنه. بعضی آدمها دفعه اول که میبینشون گول میخوری فکر میکنی این آدم چقدر با محبته. ولی دفعه دوم و سوم که دیدیش میفهمی اینا همه ظاهر بیشتر نبوده، ظاهری که...
-
انتخابات
شنبه 16 تیرماه سال 1403 09:48
خب پزشکیان رییس جمهور شد. منم عین تمام سالهای قبل رای ندادم و از رای ندادنم پشیمون نیستم. چون قرار نیست اتفاقی بیفته، قرار نیست دردی از درد مردم کم بشه، اینا همش بهانه س. این بشه یا اون، فرقی نداره. توی تمام از دو حزب چپ و راست، هرکی آدم مثلا بهتر و بزرگتری بود اومد و چهار سال یا هشت سال گند زد و بعدش رفت توی حاشیه،...
-
تکرار تاریخ
جمعه 15 تیرماه سال 1403 18:03
سال ۷۷ و ۷۸، تقریبا هر ۴ ماه، یک نفر از فامیل و بستگان فوت میشد. عموی من و پدربزرگ مادری و عموی مادرم اون موقع از دنیا رفتند. دقیقا ۲۰ سال بعد دوباره چنین اتفاقی افتاد. پسر خالم، داییم، شوهر خالم و دایی مادرم توی کمتر از یکسال فوت شدن. الان انگار دوباره تاریخ داره تکرار میشه ولی نه به فاصله ۴ ماه. توی ده روز، چهار بار...
-
یکشنبه
سهشنبه 12 تیرماه سال 1403 12:24
پریروز توی اداره سر یه موضوع بی ارزش حراست یک مغلطه ای راه انداخته. بعد برگشته به من داری دروغ میگی. میگم ببین من نه با تو دوستم و نه با اون آدم رفیق که بخوام دروغ بگم. من توی خونه زندگی شخصیم هم بعضی چیزا رو میدونم اگه همسرم واقعیت رو بدونه، ناراحت میشه ولی بهش دروغ نمیگم. چون معتقدم هیچوقت توی هیچی مصلحت به دروغ...
-
کلاهبرداری
شنبه 9 تیرماه سال 1403 07:04
یک نفر اومده و توی یک معامله ای سر خواهرم و شوهرش رو کلاه گذاشته و یک میلیارد و دویست میلیون پولشون رو خورده و رفته. این پولم در واقع پول اینا نبوده، یه جورایی اینا قرار بوده واسطه بشن. رفتن شکایت کردن معلوم شده فقط اینا نیستن، طرف ۴۰۰ میلیارد کلاهبرداری کرده. الانم دستشون به هیچ جا بند نیست، خواهرم طلاهاشو فروخته،...
-
جابجایی
یکشنبه 3 تیرماه سال 1403 07:46
ظاهرا با انتقالی رییس موافقت کردن، دیروز به من میگفت بیا اموال واحد تحویل بگیر و رییس واحد باش. منم گفتم چرا من تحویل بگیرم هرکی میخواد رییس بشه بگو خودش تحویل بگیره. گفتش مثلا کی؟ اسم چند نفر بردم، بعد نشسته میگه:« من برای خودت میگم، برای آینده ت، اگه خوب نبود اصلا بهت پیشنهاد نمیدادم ». توی دلم گفتم باشه که تو راست...
-
بیخیالی
سهشنبه 29 خردادماه سال 1403 15:12
انسانی بیخیال تر از داداش من وجود نداره. طبقه بالای واحد ما زندگی میکنه. بهش میگم از سقف حموم ما داره آب میچکه. ببین شاید لوله خونه ت شکسته. میگه لوله یکمی چکه میکرد حالا میگیرم عوض میکنم. مرد حسابی باید سقف بیاد پایین تا تو به فکر باشی؟ ۵ سال که طبقه اول توی واحد بابا بود حتی یک ریال اجاره به بابا نداد در صورتیکه...
-
بالا ننشین
یکشنبه 20 خردادماه سال 1403 12:31
۱- بعضی وقتا نه میشه فکر نکرد و نه میشه کاری کرد. ف قط باید انتظار کشید. انتظار سر اومدن و دیدن نتیجه. اما لحظه لحظه های این انتظار کشیدن اینقدر طولانیه که یه جایی قبل از نتیجه، عمر تموم میشه. و اگه تموم نشه بعد از خبر نتیجه سکته میکنی. ۲- نمیدونم چطور بعضی آدمها میتونن حق کسی دیگه رو بخورن چطور پول مردمو بالا میکشن،...
-
خسته شدم
شنبه 19 خردادماه سال 1403 09:20
اینقدر وضعیت اینترنت خرابه که فرقی با نداشتن نداره. عملا بعد از ظهرها اینترنت قطعه. حتی یه سایت داخلی هم باز نمیشه. نمیدونم تا کی قراره ما ملت، توی بدبختی و فلاکت دست و پا بزنیم. مخصوصا برای من و امثال من که کارمندیم و حقوقمون از دولته. مالیاتی که از من توی ماه قبل کم شده ۴ میلیون بوده که اونم چون توی جنوب کار میکنم...
-
هرچی سنگه مال پای لنگه
یکشنبه 13 خردادماه سال 1403 08:13
۱- دقیقا زمانیکه فکر میکنی از یکمی از مشکلاتت حل شده و داری از بقیه شون هم رد میشی، یهو یه سنگ بزرگ میفته نه حتی سر راهت، دقیقا میخوره توی سرت. ۲- جمعه میخواستیم بریم روستامون، مادر همسر زنگ زد که قبل از اومدنتون برید خونه ما یه چیزی بیارید، رفتیم خونه شون،چون خونه شون کسی نبود و همسر کلید انداخت رفت توی خونه. وقتی...
-
چهارشنبه
چهارشنبه 9 خردادماه سال 1403 19:30
قسمت اول: امروز هیچکس خونه نیست و تنهام واسه همین بچه نمیاد که یهو بپره روی ساز، برای اینکه چیزهایی که توی کلاس یاد گرفتم رو فراموش نکنم، داشتم سه تار تمرین میکردم. از یه جایی دیگه از اونا هم خسته شدم و سعی کردم یه تیکه از آهنگ یکی از اساتید موسیقی رو تمرین کنم که با عرض شرمندگی به محضر ایشون، چنان خیانت در امانتی...
-
صبحانه
دوشنبه 7 خردادماه سال 1403 07:43
چقدر من از این صبحانه خوردن سرکار بدم میاد. اصلا نمیتونم درک کنم که چرا آدم نباید توی خونه ش صبحانه نخوره و صبحانه شو بیاره اداره. امروز هم آش گرفتن و بوی گند پیازداغ کل اتاق و راهرو رو برداشته. پنجره ها را باز گذاشتم که بوش بره بیرون.
-
نصیحت به آقایون
یکشنبه 6 خردادماه سال 1403 14:23
وقتی بچه دار میشید خیلی چیزها تغییر میکنه. مهمترین کار اینه با شرایط کنار بیاین. بچه شما ریخت و پاش داره که شاید روزی چندبار باید خونه رو جمع کنی، مواظبت میخواد. این کارها کار یک نفر تنها نیست که بگی چون من بیرون کار میکنم، زن هم از بچه مواظبت کنه. اگه تو بیرون کار میکنی، اون زن هم الان داره کار دونفر رو انجام میده،...
-
دانشگاه
جمعه 4 خردادماه سال 1403 19:51
احساس میکنم واسه درس خوندن زیادی بی انگیزه ام. هم کار هم زندگی اجازه وقت بیشتر گذاشتن رو نمیده. دلمم نمیخواد فقط درسا رو پاس بشم و مدرک بگیرم یعنی سنم و کارم جوری نیست که نیاز به مدرک داشته باشم وگرنه میرفتم دانشگاه آزاد. واسه همین امروز درخواست حذف ترم دادم. درسته سنوات برام حساب میشه ولی شاید تا ترم دیگه هم انگیزه...
-
ریا
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 13:01
بدترین صفتی که یک نفر میتونه داشته باشه، دورنگی و ریاکاریه. اینکه برای حفظ جایگاهت، وضعیت واتساپتو فلان و فلان میذاری. اگه چیزی که وضعیت گذاشتی نظر خودته، خب تو را به خیر و ما را به سلامت. ولی اگه نیستی، خیلی آدم پستی هستی که بخاطر جایگاهت حاضری همه کار کنی و باز هم تو را به خیر و ما را به سلامت. به قول نویسنده یکی از...
-
هلیکوپتر رییس جمهور
یکشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1403 19:25
ما مردمی نبودیم که به مرگ کسی راضی بشیم. ببینید توی این ۴ دهه چکار کردید که مردم از خبر افتادن هلیکوپتر رییس جمهور خوشحالن و جوک میسازن. ۴۵ ساله هی میگین مرگ بر این مرگ بر اون. هرکی مخالفه مرگ بَرِش. اوایل فقط خارجی ها بودن، جدیدا مردم هم اضافه شدن. بعد انتظار دارید مردم جوک نسازن؟ به قول توماج صالحی: که اونم زاده...
-
پیگیری
یکشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1403 06:12
دیشب داشتم میرفتم اونور شهر، دیدم ماشین پلیس پارکه و افسر پلیس داره میاد. مرفتم پیشش گفتم واسه من جریمه اینجوری اومده، اس ام اس نگاه کرد گفت این تسلیمیه یعنی پلیس مشخصات کسی که جریمه شده وارد کرده. بهش گفتم من اون موقع خونه بودم، ماشین هم خونه بوده. دیگه طبق معمول تمامی پلیس ها حق به جانب شد که نه این تسلیمیه، اصلا...
-
جریمه
شنبه 29 اردیبهشتماه سال 1403 18:52
توی خونه روی مبل نشستم و سرم توی گوشی بود که اس ام اس اومد. دیدم نوشته جریمه نبستن کمربند و عدم توجه به دستور پلیس. جریمه ۲۵ تومن. نگاه ساعت تخلف کردم دیدم دقیقا ۲ دقیقه قَبله. جالبه پلیس میتونه جلو جلو پیش بینی کنه من کمربند نمیبندم. مبلغ جریمه هم چیزی مینویسن که اصلا دنبالش نری. بعد میگن چطور مسئولین متقلب و دزدن....
-
دخل و خرج
شنبه 29 اردیبهشتماه سال 1403 06:13
شرایط جوری شده که خرج و دخل آدم به هم نمیخونه. امروز باید ۲۰ تومن بابت کاری بدم و ته حسابم ۱ تومن هم نیست. از اونور ماهی ۱۷ تومن قسط میدم. اینا همش غیر از خرج خونه س که توی این گیر واگیر، همه چیزمون تموم شده از اینترنت خونه بگیر تا کشوهای فریزر. اونوقت کسی باور نمیکنه که تو پول نداری. میگه شرکت نفتی پول نداشته باشه؟...
-
بهار تابستانه
چهارشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1403 00:29
این یک هفته که بچه مریض بود به اندازه یک ماه گذشت. ۳ روز تب داشت و نق میزد، بعدش هم که دونه ها اومد بیرون و تمام بدنش دونه ریز زده بود، تب قطع شد ولی هنوز نق زدن ادامه داشت. غذا هم نمیخورد. بیچاره همسرم از صبح بچه بغلش بود تا بعد از که من از سرکار میومدم میبردیمش بیرون. این خراب شده هم که انگار نمای بیرون از پنجره...