-
ادامه
پنجشنبه 26 بهمنماه سال 1402 10:01
دو هفتس که درگیر این سرفه های تموم نشدنی هستم. اینقدر سرفه کردم که دیسک کمرم دوباره باعث کمردردم شده. چند روز اول کمرم از درد اصلا صاف نمیشد الان بهترم . ولی بدون اسپری اینقدر سرفه میکنم که ریه هام آتیش میگیره. این هفته دانشگاه نرفتم. یکی از نمراتم زدن. 16 شدم. فکر میکردم میفتم ولی استاد کمک کرده. چون روز امتحان مغزم...
-
بیماری
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1402 14:49
در ادامه سلسله بیماریهای بی انتها، سرفه اومده سروقتم. رفتم فوق تخصص ریه و مشخص شد که برونشیت دارم. کهکلا چیز مهمی نیست. فعلا یکماه دارو و اسپری نوشته بعدش دوباره برم پیشش برای تست و عکس ریه. دیشب موقع مسواک زدن داشتم سرفه میکردم که دیدم سرفه هام همراه با خونه. به همسر چیزی نگفتم که نگران نشه. چون همسر کلا خیلی آدم دل...
-
سوالات بی جواب
شنبه 7 بهمنماه سال 1402 21:19
چند روز پیش داشتم با همسر صحبت میکردم در مورد اینکه اگه شرایط مهاجرت اوکی بشه چکار میکینم. یاد زندگی تمام کسانی افتادم که از اینجا به امید آینده بهتر برای خودشون و بچه هاشون، رفتن. نمیدونم پشیمونن یا اینکه برعکس راضین. عکس ها و فیلم های توی یوتیوب این آدمها رو میبینم که از خوشحالیشون میگن، از شرایط خوبشون، نمیتونم...
-
غرنامه
جمعه 6 بهمنماه سال 1402 13:16
یک هفتس خودم، همسر و بچه درگیر ویروس گوارشی که شایع شده شدیم. اونم دقیقا زمانی که امتحان دارم. حتی یکبار هم نتونستم درس رو روخوانی کنم چه برسه که درست بخونم. یکشنبه هم امتحانه. دوتا از درسام رو که اصلا امتحان ندادم. اون اولی هم خراب کردم. امیدم لااقل به این بود که از قرار معلوم اینم قراره خراب بشه. باز خوبه لااقل نصف...
-
آنچنان سوخته این خاک
جمعه 29 دیماه سال 1402 09:44
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما...
-
دنیای بی وفا
سهشنبه 26 دیماه سال 1402 14:09
نمیدونم اینکه میگن فلانی مُرد و راحت شد چقدر درسته. اما اطرافیان چی؟ پدر و مادر پیری از مال دنیا فقط یک دختر دارن و اون دختر برای اینکه پدر و مادر پیرش بتونن زندگی کنن مجبوره واسه خواستگاراش شرط بذاره که فقط در صورتیکه موافقم که توی خونه پدر و مادرم زندگی کنیم. چون باید مواظب اونها باشم و احتمالا خیلی از اون خواستگارا...
-
امتحان
یکشنبه 24 دیماه سال 1402 07:14
دیروز امتحانمو به معنای واقعی خراب کردم. خراب تر از چیزی که میتونستم از قبل حتی تصور کنم. سر امتحان مغزم به معنای واقعی گیر کرد. یعنی همه چیز پرید. مهم نیست که پاس بشم یا نه. مهم اینه درسی بود که ازش لذت میبرم و نمیخواستم فقط پاس بشم
-
پزشک
شنبه 23 دیماه سال 1402 06:46
چرا بعضی از پزشک ها اجازه صحبت به بیمارشون نمیدن؟ اینکار غیر از عدم اعتماد مریض به پزشک، نتیجه دیگه ای هم داره؟ من برای مشکل چند ساله ام پیش پزشک درمانگاه شرکتمون رفتم، ایشون اصلا نذاشتن من صحبت کنم. بهشون میگم آقای دکتر این که شما میگی علت اینجوری داره، من قبلا تست کردم حتی توی اون شرایط ایده آل که شما میگی هم باز من...
-
اسم
یکشنبه 17 دیماه سال 1402 10:57
وقتی پسرم دنیا اومده بود، همکارم پرسید که اسمشو چی گذاشتیم و من اسمشو گفتم، برگشت و گفت این اسم؟ قشنگ نیست، امروزی نیست و ... من به اقتضای سنی که داره و تقریبا نزدیک بازنشستگی هستش هیچی نگفتم و فقط گفتم اسم یک شخص عزیزی بود که گذاشتیم روی بچه. کی میخوام بفهمیم انتخاب اسم با کسی جز پدر و مادر نیست؟ حتی پدر من سر انتخاب...
-
ادامه ماجرا
جمعه 15 دیماه سال 1402 14:44
خب پدر هم خبردار شد... دیروز هرچی توی دلم از چند سال پیش بوده رو گفتم... بعضی وقتا آدم خیلی بیش از مثبت اندیش میشه. چون توقع نداره. توقع نداره داداشش بذارتت توی بلک لیست گوشیش که نتونی بهش زنگ بزنی. اما به خودت میگی دستش خورده. چون اگه قبول کنی واقعیته، تحملش سخت میشه...
-
زندگی مثل جریان متناوب میمونه. مهم اینه به جریان مستقیم تبدیل بشه یا لااقل یکسو بشه.
چهارشنبه 6 دیماه سال 1402 23:25
1-امروز داشتم با مادرم صحبت میکردم. میگفت میترسم من اینهمه مخالفم باز بره کار خودشو بکنه و من در نهایت بشم آدم بد این داستان. بهش گفتم خب اگه واقعا میتونی این شخص رو به عنوان عروس قبول کنی، مخالفت نکن. در نهایت زندگی خودشه. 2-چندبار به مادر گفتم که داداش دیگه اون آدمی که شما میشناسی نیست. عوض شده. توی خیلی چیزا عوض...
-
بی نظمی روحی
جمعه 1 دیماه سال 1402 22:41
این چند ماهه نظم زندگیم بهم ریخته، از یه طرف نوع کار، از یه طرف دانشگاه، از یه طرف وقتی که دیگه واقعا برای خانواده نمیمونه. امروز بعد از چندماه، همسر کاسه صبرش لبریز شده و واقعا بهش حق میدم. اینا یه طرف، سمت دیگه هم کارای داداشه که فکر نمیکنه، نمیسنجه، داره احساسی تصمیم میگیره، زن گرفت و بعد از چند سال طلاق داد. الان...
-
پدر
یکشنبه 4 دیماه سال 1401 06:16
یکی از بهترین خبرهایی که میشه شنید اینه که داری پدر میشی
-
بدون شرح
دوشنبه 21 آذرماه سال 1401 14:26
n% - 2 = 1/2 existed
-
تلگرام
جمعه 18 آذرماه سال 1401 06:30
امروز صبح که آلارم گوشیم از خواب بیدارم کرد که بعنی باید کم کم آماده بشم واسه سرکار رفتن، دیدم روی گوشیم یه نوتیفیکیشن اومده نوشته: "یک اسمی joined to telegram " اون کانتکت، پسر خالم بود که ۴ سال پیش فوت شد. نمیدونم خطش دست کیه و یا احتمالا واگذار شده یا نه اما تمام اون خاطرات تلخ بیمارستان و خاطرات زیبای...
-
سکند اپ
شنبه 12 آذرماه سال 1401 08:41
دیروز توی روستا داشتم لوله آب که شکسته بود عوض میکرد که گوشیم زنگ خورد. یک شماره ناشناس بود. جواب دادم اولین جمله ای که گفت این بود:,"سلام استاد". نذاشتم بقیه حرفشو بزنه گفتم داداش فکر میکنم اشتباه گرفتی. گفت شماره تلفنت توی مایکت بود در مورد فلان اپلیکیشن که نوشتی. گفتم آره درسته. گفتش که این اپلیکیشن حجمش...
-
وطن
چهارشنبه 9 آذرماه سال 1401 14:03
دیشب بازی های جام جهانی برای تیم اعزامی از ایران تموم شد. اینکه این تیم نماینده کی بود، خیلیا در موردش صحبت کردن اما موضوع قابل بحث اینه که چرا مردم بعد از باخت از آمریکا شادی کردن و هنوز خوشحالن؟ احتمالا یک عده میگن وطن فروشن. اصلا وطن چیه؟ به چی میگن وطن؟ وقتی جنگ ظفار توی عمان بود، ارتش ایران به دولت عمان کمک کرد...
-
مغز
سهشنبه 8 آذرماه سال 1401 14:30
تا حالا فکر کردیم چرا مغز بدون حد و مرز میتونه همه جا سیر کنه و هیچ انسانی نمیتونه محدودش کنه؟ چرا میتونیم به همه چیز فکر کنیم و هیچ نیروی نظامی و غیر نظامی نمیتونه جلوی این فکر رو بگیره؟ شاید بشه فکر رو به سمت خاصی هدایت کرد اما نمیشه جلوشو گرفت. فکر میکنم دلیلش اینه چون آزاد خلق شدیم. آزاد از نظر اندیشه و فکر. دلیل...
-
دور و اطرف
یکشنبه 6 آذرماه سال 1401 09:23
گاهی دور و برم رو که نگاه میکنم میبینم چقدر دنیای ماها متفاوته. بعضی چیزها رو اصلا درک نمیکنم. بعضی دغدغه ها که حتی تصورش برای من غیر قابل باوره. وقتی حرفشون رو گوش میدم، نمیفهمم دارن از چی صحبت میکنن و چرا دارن به این چیزها فکر میکنن. یعنی این موضوعات اینقدر برای بشریت مهمه؟ فکر میکنم از یکجایی و یک زمانی انسانیت فرو...
-
ادامه جام جهانی
دوشنبه 30 آبانماه سال 1401 19:22
خب اینم باخت دوم. اول به مردم و بعد به انگلیس... چیزی که مسلمه اینه که باخت به انگلیس فراموش میشه ولی به مردم هرگز...
-
جام جهانی
یکشنبه 29 آبانماه سال 1401 19:56
جام جهانی شروع شد و برای اولین بار تیم جمهوری اسلامی به جام جهانی صعود کرده. سال های قبل تیم ملی ایران بود اما امسال متاسفانه تیم ملی از صعود به جام جهانی باز موند و من چون علاقه ای به تیم جمهوری اسلامی ندارم، بازیهاشو هم نگاه نمیکنم و امیدوارم تمام بازیهاشو ببازه. چون از باخت این تیم خوشحال میشم. مگر اینکه روز بازی...
-
ترسیدن و نترسیدن
دوشنبه 23 آبانماه سال 1401 20:26
معمولا میگن ترس نتیجه ضعیف بودنه اما اصولا هرچیزی نه افراطش خوبه و نه تفریط. ترس زیادی باعث درجا زدن و تسلیم شدن به چیزی که اسمشو تقدیر میذاریم میشه. از اونور نترسیدن نتیجه ای جز هلاکت و از بین رفتن نداره. اما کجا باید ترسید و کجا نباید ترسید؟ تفاوت انسان ها در اینه که ترسیدن و نترسیدن هر انسانی متفاوته. یکی از پست و...
-
..
سهشنبه 17 آبانماه سال 1401 16:00
تا قبل از این اعتراضات، همیشه می گفتم این مملکت جای موندن نیست و هرکسی بتونه بره و نره به آیندگانش خیانت کرده. اما الان لااقل در مورد خودم حرفمو پس میگیرم.
-
داد از این بیداد
دوشنبه 9 آبانماه سال 1401 15:26
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست / گ رد سم خران شما نیز بگذرد... چقدر دیدن این عکس دردناکه. کی حال این دختر رو میفهمه؟ کی میتونه بفهمه؟ اون نامرد و بی وجود که این دختر رو ازمهر مادری محروم کرد، الان راحت میخوابه؟ از کارش راضیه؟ برای قطره قطره اشک این دختر باید تاوان بدی...
-
آینده یا آینده
چهارشنبه 20 مهرماه سال 1401 08:46
اوضاع شرکت از چند سال پیش که رییس بزرگ عوض شد بد شده و هرروز داره بدتر میشه. بعضی از همکاران انتقالی گرفتن به شرکت های دیگه و خیلی ها دنبال انتقالی هستن. یکی از دوستان که خودش هم از شرکت ما انتقالی گرفته و رفته، چند روز پیش زنگ زده بود منو ترغیب کنه که انتقالی بگیرم. بهش میگم من نمیخوام فعلا انتقالی بگیرم، دنبال سمت و...
-
دسته بندی
شنبه 16 مهرماه سال 1401 07:14
توی این اعتراضات یک موضوع خیلی خوب مشخص شد. اونم اینه که مردم سه دسته هستن. یک دسته موافق این نظامن و یک دسته مخالف. حالا چه بروز میدن چه ندن ولی جز یکی از این دسته ها هستن. دسته آخر و ترسناک ترینشون، اونایی هستن که خط وسط رو گرفتن و گاهی میان جز دسته اول و گاهی دسته دوم. توی زمان امروزی بهشون میگن محافظه کار اما در...
-
مامور و معذور
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 08:24
جمله " من مامورم و معذور"، یعنی میدونم حق با توئه ولی اینقدر ترسو هستم که نمیتونم طرف حق رو بگیرم. اون آدمی که به طرف مردم تیراندازی میکنه، وقتی شب به خونه میاد به زن و بچش چی میگه؟ میگه امروز کارم خوب بود از کارم راضی بودم؟
-
درخت قبل از صاحب خانه اینجا بوده
شنبه 26 شهریورماه سال 1401 13:35
وقتی شاخه و برگ های درخت رو قطع کنی، شاخه و برگ های اون درخت بیشتر میشه و خارهای بیشتری روی شاخه ها در میاد. دفعه بعد قطع کردن شاخه ها به آسونی دفعه اول نیست اما باز اینکارو انجام میدی و باز خارهای درخت بیشتر میشه و این سیکل قطع کردن و جوانه زدن دوباره درخت اینقدر ادامه پیدا میکنه که درخت میشه سرشار از خار. دیگه چاره...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 مردادماه سال 1401 15:09
وقتی موضوعی پایان داره، نباید از پایانش غافل شد...
-
نظرسنجی
پنجشنبه 30 تیرماه سال 1401 10:22