-
طلب آمرزش
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1405 13:35
دلم به حال کسانی میسوزه که اختیاری نداشتن، انتخابی نداشتن و به اجبار مجبورن باشن، میدونم روزی شاید ما رو به باد فحش و ناسزا بگیرن. بهشون حق میدم. ما هم مقصر نبودیم، نمیدونستیم قراره چنین روزی برسه، وگرنه هیچوقت انتخابمون این نبود. بهرحال از همتون معذرت میخوام، امیدوارم من رو ببخشید. شما سعی کنین مثل ما نباشین. بهتر...
-
امید
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1405 15:02
اینقدر امروزمون تاریکه که تنها امیدمون رسیدن فرداست. اما وقتی فردا رو ببینیم باز منتظر فردای بعدیم و باز فردای بعد و باز فردای بعد و فرداهای دیگر. در پی سراب فردا و فرداهای دیگر آواره شدیم تا جایی که در آرزوی فردای بهتری که هیچوقت نخواهد آمد، شیشه عمرمان خالی شود و مثل مردمان تاریخ به تاریخ بپیوندیم...
-
وبلاگ
دوشنبه 2 شهریورماه سال 1405 08:16
از چند سال پیش یه فولدر بوکمارک توی لپ تاپم توی کروم درست کردم و اسمشو گذاشتم blogs. وبلاگ هایی که چند سال پیش خوندم و اگه مطالبی نوشته بودن که منو ترغیب به خوندن وبلاگشون میکرد رو اونجا بوکمارک کردم و هنوز هم میکنم که همیشه آپدیتشون رو بخونم. الان اینقدر تعدادشون زیاد شده که وقت نمیشه به همشون رو سر زد. البته با...
-
وبلاگ
دوشنبه 2 شهریورماه سال 1405 08:16
از چند سال پیش یه فولدر بوکمارک توی لپ تاپم توی کروم درست کردم و اسمشو گذاشتم blogs. وبلاگ هایی که چند سال پیش خوندم و اگه مطالبی نوشته بودن که منو ترغیب به خوندن وبلاگشون میکرد رو اونجا بوکمارک کردم و هنوز هم میکنم که همیشه آپدیتشون رو بخونم. الان اینقدر تعدادشون زیاد شده که وقت نمیشه به همشون رو سر زد. البته با...
-
/رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند/ یا / رسد آدمی به جایی که خدا نبیند/
یکشنبه 1 شهریورماه سال 1405 12:01
از سری گرفتاریهای فامیل های خانواده پدری اینکه، ظاهرا قصد شکایت از پدرم بابت حق خوری و ندادن میراث پدربزرگ، دارن. حالا اینکه اینکارو واقعا انجام میدن یا نه، بعدا مشخص میشه. ولی موضوع مهم تر از شکایت، نمک شناسی و نمک نشناسی آدمهاس. توی جامعه امروزی ما خیلی چیزها تغییر کرده، صداقت، با انصافی، دلسوزی، متعهد بودن و خیلی...
-
مواظبت
دوشنبه 26 مردادماه سال 1405 10:53
مواظبت یکی از چیزهایی که خیلی ناراحت کنندس، فرق گذاشتن مثلا پدربزرگ و مادربزرگ بین نوه هاس. شاید خودشون متوجه نشن، شاید بگن نه، اما برام من بارها پیش اومده که دیدم مثلا بین بچه من و خواهرزادم یا برادر زاده م، فرق گذاشته میشه. نوع محبت، نوع نگاه حتی بعضا نوع رفتار. و این چیزی نیست که برای من پدر، قابل پذیرش باشه.از...
-
دی
شنبه 24 مردادماه سال 1405 12:18
-
قاضی به نام هوش مصنوعی
پنجشنبه 15 مردادماه سال 1405 23:20
داشتم توی وبلاگ بروز شده، دنبال وبلاگی میگشتم که تبلیغ نباشه و ببینم چی نوشته، وبلاگی دیدم که اولین بار بود میخوندم. البته فقط چند خط اول وبلاگ اونم بصورت سطحی و عبوری. نوشته بود چند پست آخرشو داده به چت جی پی تی که نظرشو بگه، منم تصمیم گرفتم همینکارو انجام بدم ولی از اونجایی که اعتقادی به چت جی پی تی ندارم، نوشته های...
-
بو
چهارشنبه 14 مردادماه سال 1405 08:21
صبح که ماشین اومد دنبالم که بیام سرکار، توی ماشین که نشستم راننده گفت هر روز که میای میشینی ماشین، بوی بهشت میاد. اولش نفهمیدم چی میگه. بعد از چند لحظه فهمیدم منظورش ادکلنه. منم چیزی نگفتم. ولی واقعا ادکلن نعمتی از نعمت های خداس. یادم نمیاد آخرین باری که ادکلن نزده از خونه رفتم بیرون کی بوده. همیشه به قول این مجریا یه...
-
فامیل نزدیک اما هزار سال غریبه
شنبه 10 مردادماه سال 1405 10:51
هرچی بیشتر به گذشته فکر میکنم، تصورم نسبت بهش بیشتر عوض میشه. قبلا فکر میکردم خیلی از حرفها از دلسوزیه اما هرچی بیشتر از گذشته فاصله میگیریم و شناختم نسبت به بعضی افراد بیشتر میشه، نظرم هم به همون نسبت بیشتر عوض میشه. الان به پدرم حق میدم. اون خواهرش و برادرش و بچه هاشون رو میشناخت، اما ماها شناختی نداشتیم. میدونست...
-
با تاخیر ۵/۵/۵
سهشنبه 6 مردادماه سال 1405 16:49
موجودات جالبی هستیم که هر روز داره تعدادمونم بیشتر میشه. درگیر یه مشت خزعبلات بیهوده و بی مصرف. امسال درگیر تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، سال دیگه ۶ شهریور ۱۴۰۶ و همینجوری برو بالا. که چی بشه؟ کجا رو با این تاریخ گرفتیم؟ کی رو نجات دادیم؟ توی تاریخ و ساعتی که هیچ ارزشی نداره گیر کردیم. طرف بچه ۷ ماهشو سزارین میکنه که تاریخ رند...
-
پست الکی
سهشنبه 6 مردادماه سال 1405 12:21
۱- اینکه آدم خودشو همیشه بالاتر از دیگران ببینه و جوری رفتار کنه که انگار از دماغ فیل افتاده، معمولا بین افرادی که یا وضعیت مالی خوبی دارن و یا تحصیلات دانشگاهی بالایی دارن بیشتر از آدمهای معمولیه. طبیعی هم هست که اینجوری باشه. اما آیا این توجیه اینکار و رفتارشون هست؟ مطمئنا نه. توی وبلاگ هایی که گهگاهی میخونم یا بعضا...
-
باگ
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 09:28
یکی از خصلت های انسان قضاوت کردنه که البته به نسبت آدمهای هر جامعه، کم و زیاد داره. یه جایی بیشتر یه جایی کمتر. مثلا نمیتونیم چیزهایی رو که میبینیم رو بدون اینکه قضاوت کنیم ازشون رد بشیم. ظاهر آدما، اوضاع مالیشون، تیپ و لباس و پوشیدنشون. شاید خود قضاوت اینقدرا فاجعه نباشه، اما فاجعه جاییه که به قضاوتامون، ارزش میدیم و...
-
ادامه قرار
دوشنبه 8 تیرماه سال 1405 09:12
چرا دیگه هیچی عادی نیست؟ کلا بعد از حوادث دی ماه، خیلی چیزها تغییر کرد. لااقل برای ما، قسمتی از زندگی و زنده بودن از بین رفت. جنگ هم مزید بر علت شد. بعد از دی، مردم دو دسته شدن. شدن موافق و مخالف. اما کاری که جنگ با ما کرد این بود، که اون مخالفین و کسانی که دل خوشی از این وضعیت نداشتن، خودشونم به دو دسته مخالفین و...
-
دنیای موازی
یکشنبه 7 تیرماه سال 1405 07:54
در زمان خرابی بلاگ اسکای یه وبلاگی توی یکی دیگه از سایت های داخلی ساختم، الان حس آدمی دارم که عاشق دو نفره و میخواد هر دوشون رو نگه داره، جوری که هیچ کدومشون نفهمن کسی دیگه هم هست. اما نه شدنیه و نه انرژیشو داره. سوال اینجاس: باید به عشق اول بیشتر توجه کرد یا به عشق جدید؟
-
بازگشت بلاگ اسکای
یکشنبه 31 خردادماه سال 1405 17:33
نهایتا بلاگ اسکای برگشت و چیزی که من متوجه شدم اینه که بیشتر از اینکه علاقه به نوشتن داشته باشم، حرفی برای گفتن ندارم. فکر میکردم بعد از چند ماه، خیلی حرفای نگفته مونده اما واقعا اینجوری نیست. بیشتر خستگی و ناامیدی از آینده مونده تا حرف جدید. هرجوری نگاه میکنی آینده ای نمیبینی. مثل راهرویی میمونه که روبروش دره بزرگیه...
-
بازگشت (روزهای خوب میان حتی اگه اون روز ما نباشیم)
شنبه 23 اسفندماه سال 1404 08:54
خب بعد ۵۶ ساعت، سفر منم تموم شد و به خونه برگشتم. با سر و صدای جنگ و انفجار و هواپیماهایی که هیچ کدومشون باعث ایجاد حس امنیت و آسایش نمیشن، خیلی غریبم. امیدوارم این روزها به سرعت بگذرن و فارغ از خواست طرفین، نتیجه چیزی جز رفاه، آسایش و آرامش مردم نباشه. با اینکه سفر زمینی با اتوبوس، سفر سختی به حساب میاد، اما قشنگی...
-
آپدیت
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1404 22:54
دو هفته پیش یک مسافرت تقریبا یهویی خارج از کشور برام پیش اومد و فکر البته نمیکردم دقیقا فردای روزی که من ایران نیستم جنگ بشه. دوری و بی خبری از خانواده به دلیل قطعی اینترنت و خبرهای بمباران که هر رسانه ای شنیده میشد، تجربه تلخی برام رقم زد. چقدر هم تلخ بود، چقدر برای خانوادم، فرزندم گریه کردم، ترس از اینکه براشون...
-
انتخاب آزاد
شنبه 11 بهمنماه سال 1404 13:56
خداوند انسان را آزاد خلق کرد و در انتخاب هم آزاد گذاشت. این ما هستیم که انتخاب می کنیم با شرافت زندگی کنیم یا بی شرف باشیم ، و عده ای از انسانها، بی شرف بودن رو انتخاب می کنن.
-
بدون نقاب
دوشنبه 29 دیماه سال 1404 08:05
هر روز بیشتر به این یقین میرسم که بعضیا توی سرشون جای مغز، پِهِنه. یه عده که دارن منفعت میبرن واسه همین چشمشون رو روی واقعیت بستن. خیلی هم منطقیه. منفعتش توی نپذیرفتنه. اما یه عده واقعا گاون. یعنی حتی ساندیس خور هم نیستن. اینهمه کشتار رو ندیدی؟ اینهمه قتل و جنایت رو ندیدی؟ اون شبی که من بیمارستان پیش برادر همسر بودم،...
-
غریب است وطنم
سهشنبه 23 دیماه سال 1404 14:06
بعد از یک روز این در و اون در زدن برای گرفتن مجوز دادستان برای ترخیص، بلاخره یکشنبه برادرِ همسر رو با تمام اون ساچمه هایی که به سینه و دست و پا اصابت کرده بود، به خاک سپردیم.
-
کار دولتی
چهارشنبه 10 دیماه سال 1404 21:50
انتظارات آدما از یک سیستم، مخصوصا سیستم دولتی باید معقول باشه. توی یک سیستم و اداره دولتی چند اصل وجود داره که خیلی مهم هستن ولی بعضا کارمندان رعایت نمیکنن و دودش توی چشمشون میره: ۱- اداره، خانواده نیست و رئیس یک اداره، پدر نیست. یعنی چی؟ یعنی اینکه وقتی شما یک آدم از زیر کار در رو هستید، انتظار نداشته باشید که رئیس...
-
بی انصافی
سهشنبه 25 آذرماه سال 1404 08:35
دیروز باز موضوعی پیش اومد که چند مدته دارم میبینم و خواستم بنویسم اما پشیمون شدم. ولی خوبه همه اینو بدونیم که توهین به اقوام و مردم شهرهای دیگه،کار پسندیده ای نیست. طرف میگه اگه ماها نبودیم و نیومده بودیم شهرتون، شماها الان هیچی نداشتین. یا اون دوستی که توی تهران بزرگ شده، اینجا رو قبرستون ته دنیا میدونه. خب چرا...
-
کار
چهارشنبه 5 آذرماه سال 1404 07:45
طبق پیش بینی که کردن تا شهریور سال دیگه مخازن اینجا خالی میشه و غیر قابل استخراجه (نمیدونم چقدر این پیش بینی درسته). همین الان هم اینقدر افت فشار داریم که پالایشگاه به مشکل خورده. ا تفاقی که بعدش میفته اینه نفرات اینجا به مناطق دیگه منتقل میشن که اغلب جاهایی که نیرو کمه، کار اقماری دارن. خب یکی از این نفرات منم و من...
-
قاچاق
دوشنبه 12 آبانماه سال 1404 07:59
محل کار ما با ورودی شهر تقریبا ۲۵ کیلومتر فاصله داره و دقیقا همون جاده ای که مسیر قاچاق گازوئیله. واسه همین تقریبا هر چند مدت یکبار عین یکی از فیلم های جنگی که تانک های سوخته کنار جاده ها افتاده بودن، ماشین های سوخته کنار جاده افتادن رو میبینیم. بعضی از ماشین های جزغاله شده رو بعد از چند روز میبرن کنار پاسگاه نیروی...
-
انصراف
سهشنبه 15 مهرماه سال 1404 08:00
دیروز رفتم دانشگاه کارای انصرافمو انجام بدم. کارت دانشجویی تحویل مسئولش دادم گفتش که برات نوشتن لغو آموزش رایگان. گفتم خب یعنی چی؟ گفتش که باید هزینه رو پرداخت کنی. پرسیدم چقدره؟ گفت تقریبا نزدیک ۵۰ میلیون. گفتم خب من این پول رو توی این شرایط اقتصادی نه دارم و نه میتونم بدم. اینقدر زندگیم چاله چوله داره که اگه داشته...
-
ناراحت
شنبه 5 مهرماه سال 1404 08:57
نمیدونم وبلاگ دستنبو زاده های من که نویسنده ش رو با نام مریم مامان سپهر مشناسین رو میخونین یا نه. دوماهه که آپدیت نشده، کانال تلگرامش هم همینطور. امروز شنیدم که متاسفانه فوت شدن. علت فوت رو نمیدونم. یک وبلاگ از یکی از دوستان بود که بنده خدا سرطان داشت و بعضا از بیماریش میگفت، توی نوشته هاش روحیه داشت اما یک روز صبح...
-
بحث های سر صبحی
دوشنبه 24 شهریورماه سال 1404 08:38
امروز سرکار مثل تمام روزهای دیگه جلسه بحث در مورد موضوعات سیاسی، اقتصادی، نظامی، جغرافیای خاورمیانه، حماس، اخوان المسلمین، قطر و .... هست. ولی تفاوتش با بقیه روزها اینه امروز جلسه زودتر شروع شده. معمولا اینجوریه که دوستان و همکاران بعد از خوردن قهوه انرژیشون زیاد میشه و شروع به مباحثه میکنن. رییس جلسه و رییس شورای...
-
سوالات سر صبحی
شنبه 22 شهریورماه سال 1404 10:48
آیا از زندگی خودمون راضی هستیم؟ آیا قربانی کردن زمانی برای زمان دیگه کار درستیه؟ تا الان عمرمون فهمیدیم از زندگی چی میخواستیم؟ بهشون رسیدیم؟ از این به بعد میدونیم چه میخوایم؟
-
۵ شهریور
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1404 21:00
چهارشنبه ها ساعت کاری به جای ۴ تا ۳ هست و همین بک ساعت فرصت خوبیه که توی خونه بشه یک چرت زد تا خستگی یک هفته از تن آدم در بره. دیروز در حالی که خواب بودم، همسر اومد منو از خواب بیدار کرد و گفتش که یک کار خیلی بد کردم. گفتم چکار؟ گفتش که ماشینو زدم به ستون کنار درب پارکینگ. گفتم خب حالا که دیگه خورده، خیلی خراب شده؟...