-
نشخوارهای ذهنی
یکشنبه 26 تیرماه سال 1401 07:47
بعضی وقتا آدم تصمیماتی میگیره که توی اون زمان بهترین تصمیمه اما در آینده اون تصمیم، تصمیم غلطی محسوب میشه که شاید عواقبش تا مدتها بمونه. نمیدونم باید برای اون تصمیم گذشته، باید خوشحال بود که مشکل گذشته رو حل کرده یا ناراحت که باعث مشکل آینده شده. یا شاید اصلا در هردو صورت باید خوشحال بود که بصورت نسبی مشکل زمان حال،...
-
صیانت
پنجشنبه 23 تیرماه سال 1401 08:46
یادمه یک روز زمان سربازی من و یکی دیگه از سربازها موقع نماز داشتیم به سمت آسایشگاه میرفتیم که سرهنگ قضایی اومد و ما رو دید و صدا زد که بیاین اینجا. من به اون یکی سرباز گفتم میخواد واسه نماز بهمون گیر بده تو چیزی نگو بذار من صحبت کنم. گفت باشه. وقتی پیشش رسیدیم گفت درسته خدا میگه برای پذیرش دین و نماز اجباری نیست اما...
-
استاتوس
سهشنبه 14 تیرماه سال 1401 01:18
وضعیت هایی که رییس میذاره رو توی واتساپ میوت کردم که دیگه نبینم. من به عنوان یک بیننده از دیدن این وضعیت ها خجالت میکشم اما ایشون از اینکه چنین چیزهایی بذارن ظاهرا نه تنها خجالت نمیکشن بلکه لذت هم میبرن. به عنوان مثال کنار آینه وایساده و داره لپ خودشو میکشه و میگه: " چطوری فلانی (اسم خودشو میگه). خوشکل...
-
هجویات
یکشنبه 12 تیرماه سال 1401 11:59
چند روز پیش توی خونه توی جمع من یه سوال پرسیدم اونم این بود که اگه به شما یک میلیارد بدن چکار میکنین؟ هرکسی یه چیزی گفت ولی جالب اینجا بود که هیچ کسی نتونست باور کنه که داشتن یک میلیارد تومن امکان پذیره. با اینکه الان یک میلیارد ارزش چند سال قبلشو نداره. خیلی مهمه آدم باور و ایمان داشته باشه. وگرنه میشه یک انسان...
-
رییس
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 18:07
رئیس اداره توی گروه واتساپ که داریم دیروز پیام گذاشته که آیا اضافه کار کسی کم شده یا نه. غیر از یک نفر هیچکس جواب نداد و بعد از چند ساعت دوباره پیام داد که ظاهرا از کسی جز من کم نشده بعد هم شروع کرد به ناله کردن که به مدیرعامل گفتم و گفته جبران میکنن و ... خب به ما چه؟ کم کردن که کردن. روزی که همین شما اضافه کار منو...
-
صله ارحام
شنبه 28 خردادماه سال 1401 09:10
جمعه هفته پیش رفته بودیم روستامون. رفتم سوپرمارکت مغازه توی روستا که چیزی تحویل بدم. یک آقایی که تقریبا ۵۰ سالشون بود با موتور اومدن و لحظه ای که من از مغازه اومدم بیرون که سوار ماشین بشم، ایشون اومدن توی مغازه. با هم چشم تو چشم شدیم و نه ایشون منو شناخت و نه من ایشون رو. طبیعتا از کنار هم رد شدیم و رفتیم. دوستی که...
-
کانسپت
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1401 09:52
بعضی وقتها آدمها سعی میکنن با تغییر کلمات، مفهوم را عوض کنن یا به نحوی ذهن آدمای دیگه رو از اون مفهوم منفی دور کنن. اما نه تنها با این کلمات، مفهوم عوض نمیشه، بلکه کلماتی جدیدی هم به اون مفهوم اضافه میشه. یکی از این مفهوم ها که قابل تغییر نیست، ظلم هستش. حالا اسمش هرچی میخوای بذار، با هر عنوانی که دوست داری ولی نتیجش...
-
ارجحیت کاری
شنبه 21 خردادماه سال 1401 15:03
سایکل قبل تقریبا سرظهر بود که تلفن دفتر زنگ خورد که فلان جا مشکل داره تمام آلارم های فالت روشن شده. زنگ زدم ماشین بیاد که برم ببینم چی شده چون اصلا چنین چیزی روی کاغذ امکان پذیر نیست (البته در عمل امکان پذیر شد). همکارم لباس کارش رو فراموش کرده بود بهش گفتم من خودم تنها میرم تو بمون. اون یکی همکار که خودش رو رییس...
-
...
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1401 19:27
هوشنگ گلشیری: متاسفانه آنقدر عزا بر سر ما ریخته اند که فرصت زاری کردن نداریم...
-
مجتمع رفاهی
سهشنبه 10 خردادماه سال 1401 22:46
خب به سلامتی تنها مجتمع رفاهی صنعت نفت هم دیگه مخصوص شرکت نفتی ها نیست. رستوران و استخر مجتمع محمود آباد به دستور استاندار مازندران عمومی شد. میدونم خیلیا فکر میکنن که شرکت نفتی ها هرسال اونجا میرن و به عیش و نوش می پردازن. هرچند باورش برای همه سخته اما من توی این۷ ساله که استخدام شرکت شدم، تا حالا نوبتم نشده. بعضی از...
-
...
سهشنبه 10 خردادماه سال 1401 14:03
-
استیصال
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1401 16:42
توی این خراب شده به اسم مثلا مملکت، همیشه باید گفت امسال دریغ از پارسال. سال به سال بدتر. سال به سال فاجعه بیشتر. به خدا خسته شدیم. از همه چیز این مملکت خسته شدیم. از دیدن تک تک این مسئولین خسته شدیم. از اینکه نه آینده ای جلوی چشممون میبینیم و نه حتی ذره ای امید به بهبود اوضاع داریم، خسته شدیم. اونایی که میتونستن برن...
-
بدرود دانشگاه ...
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 08:16
با درخواست حذف ترمم بدون احتساب سنوات موافقت نشد و چون دیگه امیدی به اینکه قبل ترم ۴ پروپوزال تائید بشه نیست، از دانشگاه انصراف دادم. واسه امسال باز کنکور ارشد ثبت نام کردم ولی چون از کنکور محرومم، حتی نرفتم که امتحان بدم.
-
دانشگاه
سهشنبه 30 فروردینماه سال 1401 11:49
دیروز سایت گلستان دانشگاه رو چک کردم دیدم با درخواست حذف ترمم مخالفت شده. زنگ زدم آموزش میگم من درخواست دادم برای حذف ترم بدون احتساب سنوات، اما با درخواستم مخالفت شده. میگه بدون دلیل نمیشه. میگم شما خودتون توی اطلاعیه تون نوشتین کسانی کهنمیتونن حضوری بیان، میتونن این ترم رو حذف کنن. میگه اطلاعیه یه چیزی نوشته. یعنی...
-
DP
شنبه 27 فروردینماه سال 1401 14:10
در نهایت تصمیم گرفتم این ترم رو حذف کنم. البته قصدم انصراف بودش اما چون حذف ترم بدون احتساب سنوات رو قبول میکنن، تصمیمم بر حذف ترم شد. تا ترم بعد خدا کریمه شاید اون موقع کلا انصراف دادم. شایدم خوندم. مهم اینه فعلا درگیری ذهنیم کمتر بشه
-
سال نو نه چندان خوب
شنبه 6 فروردینماه سال 1401 09:33
لازمه کارهایی که باید انجام بدم رو اولویت بندی کنم. به همشون به اندازه کافی نمیرسم. غیر از موضوع وقت، فکرم رو هم مشغول میکنه که الان فلان کار مونده و وقتی برای انجامش نیست، داره دیر میشه و ... ولی اولویت بندی خیلی کار سختیه. به همشون علاقه دارم اما نیاز نه. منتها اونی که نیاز ندارم، در آینده توان انجامشو ندارم ولی اگه...
-
...
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1401 20:13
Will be OK
-
خرابکاری
چهارشنبه 25 اسفندماه سال 1400 08:52
هیچی مسخره تر از این نیست که یک نفر برای خراب کاری از خودت پول بگیره. پریروز نصاب اومد که ماشین ظرفشویی نصب کنه، قبلش بهش زنگ زدم که دریل و گِردبُر داری چون باید بغل کابینت سوراخ بشه تا لوله آب و فاضلاب ظرفشویی رد بشه. گفتش نه ندارم ولی لوله کشی رو خودم انجام میدم. بغل کابینت رو خودم سوراخ کردم و موند لوله کشی که این...
-
خواب
چهارشنبه 4 اسفندماه سال 1400 13:59
-
زمان نامناسب
سهشنبه 26 بهمنماه سال 1400 07:09
موضوع اول: بعد از اینهمه فرار و نگرفتن، در آخر امیکرون اومد سروقتم. به قول معروف یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک آخر به دستی ملخک. البته الان اصلا زمان خوبی برای امیکرون نبود. اگه یک هفته شیفت پیدا میکرد همه چیز نرمال میشد. موضوع دوم: چند روز پیش یه حس افسردگی خیلی شدیدی داشتم مثل کسی که واقعا نمیدونه مشکل چیه و اصلا...
-
استقامت
سهشنبه 19 بهمنماه سال 1400 21:57
قرار بود خاطره ای در مورد استقامت بنویسم. دقیقا 16 سال و یک ماه و یک روز پیش، من به سربازی اعزام شدم. توی یک فصل سرد اونم واسه من که هیچوقت زمستون از شهرمون بیرون نرفته بودم. آموزشی معمولا سخت ترین قسمت سربازیه. توی یکی از خشم شب ها (خشم شب به بیدارباشی میگن که یهو وسط خواب خوش و شیرین میزنن البته نه که بیان بگن عزیزم...
-
جریمه
سهشنبه 19 بهمنماه سال 1400 21:27
چند روز قبل کاری پیش اومد و مجبور شدم به مسافرت دو روزه برم. م وقع برگشت، جایی پلیس دوربین زده بود منم تقریبا 80کیلومتر سرعت داشتم و جلوی من رو گرفت. از ماشین پیاده شدم مدارک ماشین رو بهش دادم گفتش: میدونی اینجا حداکثر سرعت چقدره؟ گفتم: من تابلو 110 رو دیدم و بعد از اون تابلویی ندیدم که نوشته شده باشه سرعت مجاز مثلا...
-
اشتباه
چهارشنبه 6 بهمنماه سال 1400 13:08
هرکسی که فکر میکنه درس خوندن و سواد داشتن، شخصیت میاره، سخخخت در اشتباهه. مثال نقض این نظریه اشتباه تا دلتون بخواد هست... رک بودن و گستاخی، دو موضوع کاملا متفاوته دوست عزیز. اون چیزی که شما بهش میگی رک بودن، در واقع گستاخیه.
-
خاطره
چهارشنبه 6 بهمنماه سال 1400 08:36
دیروز سر موضوعی داشتم با رییس صحبت میکردم که شباهت به مدرسه رفتن من داشت، یاد اون خاطره افتادم: از کوچیکی من، خانوادم علاقه داشتن که من زود به مدرسه برم و به قول معروف پله های ترقی رو زود طی کنم(در نهایت چه طی کردنی هم شد ). اینم بگم که من قبل از کلاس اول، هم مهدکودک و هم آمادگی رفتم. به واسطه همین دلایلی که گفتم، سال...
-
دزد
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 15:21
امروز یه دزد محترم اومده و گوشی بابامو از توی مغازه دزدیده.این دفعه، سومین باری هستش که گوشی بابامو دقیقا از توی مغازه میبرن و احتمالا همش کار یک نفر باشه. چون انگاری بلد شدن چجوری باید بیان و ببرن. دفعه قبل چند نفر ظاهر مشتری اومده بودن و شلوغ و پلوغ کرده بودن.پدرم که رفته بودن دنبال جنس، گوشیشو برداشته بودن. این...
-
تلخ
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 16:57
آدم بعضی وقتا چیزهایی میبینه که دوست نداره. از دیدنشون ناراحت میشه اما واقعیت و حقیقت زندگیه... امروز سرکار توی مسیری که از کنار قبرستون یکی از روستاها رد میشه از کمپ به سمت یکی از ایستگاه ها، یک مادر جوان و یک پسر تقریبا 5 ساله دیدم که بالای یک قبر نشسته بودن داشتن اون قبر رو تمیز می کردن و می شستن. 30 دقیقه بعد که...
-
تلافی
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 20:38
امروز یه کاری در اومد رفتم که انجام بدم بعد از کلی کلنجار عیبش پیدا شد. دقیقا یه جایی که اصلا فکر نمی کردی بود و یک اورینگ خیلی کوچیک از روی قطعه برداشته بودن. قبل از رفتن راننده گفت فلانی(همکارم) تقریبا ۳۰ دقیقه پیش رفته همین جا اما ابزار دستش نبود. به موضوع مشکوک شدم که احتمالا همکارم فهمیده اون بساط لهو و لعب اش رو...
-
۵درصدی
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 09:58
یکی دو هفته پیش توی اداره گوشیم از دستم افتاد و صفحه اش شکست. گوشیم سامسونگ نوت هستش. صفحه اش اِجه و خیلی نازک نارنجیه و به کوچکترین افتادنی حساسه. خلاصه گوشی از فاصله ۲۰ سانتی از دستم افتاد و شکست. دقیقا جایی ضربه خورد که یک فاصله یک میلی متری بین محافظ گلس ال سی دی و قاب گوشی خالی بود. گفتم ببرم بدم درستش کنن قبل از...
-
قانون برای همه قانون نیست
سهشنبه 28 دیماه سال 1400 18:31
دیروز واسه کاری به خیابون که تقریبا مرکز شهره رفته بودم. با اینکه بارون می بارید، خیابون شلوغ بود و جای پارک به سختی پیدا می شد. ماشین رو توی یکی از خیابون های فرعی پارک کردم و پیاده اومدم دنبال کارم. دیدم یک افسر راهنمایی رانندگی ماشینش رو توی تقاطع پارک کرد ورفت توی کانکس راهنمایی رانندگی. خب سوال اینجاست چرا اصلا...
-
شروع
پنجشنبه 16 دیماه سال 1400 07:01
میگن واسه شروع هیچوقت دیر نیست، خب اینو من قبول دارم اما شروعِ دیرموقع، باعث نمیشه به نتیجه نرسیم؟ اینقدر فرصت واسه به نتیجه رسیدن هستش؟