-
پایان قصه
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 08:58
هر قصه ای پایانی داره و فقط یک قصه ست که بی پایانه. و مسلما اون بی پایان، اینجا نیست...
-
مه آلود
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 08:55
بیابان را سراسر مه گرفته ست... متاسفم برای تمام بشریت و تمام انسانهایی که فقط اسم انسان رو یدک میکشن و دربرابر وضعیت انسانیت بعضی انسانها سکوت و یا بعضا حمایت میکنن.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 مردادماه سال 1400 14:00
این فایل رو از کانال تلگرام یکی از اساتید تریدینگ دانلود کردم اما بعد از چند روز تمام نوشته ها و تمام فایل های کانالشون رو پاک کردند. این فایل، پادکست مصاحبه با ایشونه که البته ربطی به تریدینگ نداره و در مورد فلسفه صحبت میکنن. اگه این فایل رو دانلود کردید و قصد گوش دادن بهش رو دارید لطفا با دقت به حرفاشون توجه کنید...
-
اتفاقا اتفاق افتاد
دوشنبه 25 مردادماه سال 1400 13:34
دیشب ساعت 12:40 رییس پیام داده که فردا میتونی بیای سرکار فردا فلانی تنهاس ؟ خب برادر من مگه روزِ خدا رو ازت گرفتن؟ یهو اون موقع شب یادت اومده؟ حالا منم هیچوقت اون موقع بیدار نیستما ولی دیشب یه مستند جالبی بود داشتم نگاه میکردم. کار خدا همه چیز رو با هم جور کرد که من امروز سرکار باشم و اتفاقا کار زیادی هم باشه و همکارم...
-
راز بقا
پنجشنبه 21 مردادماه سال 1400 07:56
یکی از زیباییهای محل کار ما اینه که کلا عین مستند های راز بقا، تنوع حیوانات اینجا زیاده. تقریبا همیشه اول صبح یک قورباغه توی ساختمون هست که به دنبالش مار هم برای شکار میاد. از اونور عقرب هم هست. اون روز موقع کار، یک مار شاخ دار قشنگ دیدیم. واقعا زیبا بود. اما قبل از اینکه عکس بگیریم فرار کرد. پ.ن ۱: اگه یه روزی پست...
-
بدون عنوان
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1400 10:18
توی اینستاگرامم کلیپی رو استوری گذاشتم از صحبت های دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه. کل صحبت ایشون توی چهار استوری جا شد. صحبتشون در مورد مقایسه بین زندگی یک فوتبالیست و یک استاد فلسفه بودش، استوری اول مربوط به یکی از برنامه ها بودش که از فیروز کریمی و خداداد عزیزی میپرسن اسم ۳ نویسنده رو نام ببرید و این دو نفر، یه...
-
صعوبت کار با نفرات
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 09:18
زنگ زدم کارگاه، اون بنده خدایی که اتفاقا من خیلی از رفتارش بدم میاد گوشی برداشته، میگم رییس هست؟ میگه نه هنوز نیومده. میگه چی شده؟ میگم رییس منطقه اومده کارش داره. میگه الان میگم بیاد. دیدم یک دقیقه بعد از کارگاه اومد بیرون. خب مرد حسابی چرا دروغ میگی که نیومده؟ دیگه به جایی رسیده که کاسه صبرم از اینکارا، از دروغ...
-
پایان دنیا
پنجشنبه 14 مردادماه سال 1400 17:58
اولین کنکوری که شرکت کردم سال ۸۲ بود. وقتی از جلسه کنکور پا شدم اینقدر مطمئن به قبولی بودم که کنکور هفته بعد دانشگاه آزاد رو اصلا نمیخواستم امتحان بدم. هدفم قبول شدن تهران بود. سوالا و کلیدشون که اومد، جواب های سر جلسه کنکور رو دوباره حل کردم و با کلید چک کردم، دیدم امتحانم عالی بوده. اما وقتی نتیجه کنکور اومد حتی...
-
بی اعصاب
چهارشنبه 13 مردادماه سال 1400 09:22
تا حالا خیلی سعی کردم نسبت به حرکات رییس بی تفاوت باشم اما احساس میکنم دیگه از این بعد نمیتونم. آخرش یه روزی بحثم میشه باهاش. چند روز پیش توی واتساپ یه درخواست خرید فرستاده میگه آیتم ۲ رو توی یک درخواست جدید بنویس تا من بیام امضا کنم. بعد از اون ده بار زنگ زده که اینکار کن اونکار کن، منم در آخر جواب تلفنش ندادم. در...
-
ص یا خ
یکشنبه 10 مردادماه سال 1400 08:46
آدم وقتی تاریخ رو میخونه متوجه میشه بعضی از افراد کارهایی خوبی انجام دادن هرچند که بقیه ازش به بدی یاد کنن. مثلا الان که فکر میکنم میبینم محمد علی شاه قاجار کار خوبی کرد و حق داشت که مجلس رو به توپ بست. طرح صیانت از فضای مجازی، طرحی که به قول خودشون ۲۰۰۰ ساعت فکر و کار کارشناسی پشتش خوابیده. آخه برادر من ۲۰۰۰ ساعت...
-
تجربه جدید
یکشنبه 27 تیرماه سال 1400 13:06
فقط تجربه داور طلاق شدن مونده بود که خدا رو شکر اینم حاصل شد...
-
دگرگونی منفی
پنجشنبه 24 تیرماه سال 1400 06:25
اینقده همه چیز برعکس شده که اگه یک نفر هم بخواد درست کار کنه، بقیه مسخرش میکنن و ناراضی میشن. یه همکاری داریم اینقده توی کارش وسواس داره که کارشو درست انجام بده که بقیه همیشه شاکی ان ازش. اون روز سر صحبت شد منم گفتم آقای فلانی کارش واقعا با دقت انجام میده و اگه هر واحد دو نفر اینجوری داشته باشه همه چیز عالی پیش میره....
-
هیهات از این دل و دنیا
شنبه 19 تیرماه سال 1400 15:04
از یه جایی آدم میگه دیگه بسه. این بس بودن، باید باعث بشه خیلی از کارا رو کنار بذاری اما میبینی تو آدمی نیستی که بتونی بی تفاوت باشی، حتی نسبت به سگی که توی یه شهر با فاصله خیلی دور ازت، دهنشو میبندن و توی بیابون رها میکنن تا بمیره. پس باز میشینی و غصه میخوری، غصه همه افراد دور و نزدیک، غصه اون آدمی که برای زندگی بهتر...
-
دوستی که دیگر دوست نیست
سهشنبه 15 تیرماه سال 1400 08:23
۱۸ اردیبهشت به یک دوست پیام دادم، بعد از دو روز جوابم داد که به قول خودش ویکِند فری میشه. از اون روز تا الان هنوز اون آخر هفته مدنظر، نرسیده. بعد از چند روز باز پیام دادم اما دیگه پیامم رو نخوند و خب مشخصا پیامی که خونده نشه جوابی هم داده نمیشه. البته من کاری باهاش نداشتم و فقط میخواستم حال و احوالش رو بپرسم چون مدتی...
-
ادامه و ادامه
پنجشنبه 10 تیرماه سال 1400 18:16
ادامه موضوع حق شیفت: ه مکارم دیروز زنگ زده که قراره همکاران از نوع کار ما منفعت ببرن و اونا بدون هیچ گونه تغییری حقوقشون درست بشه اما فقط کار واحد ما سخت بشه. منم گفتم: من حاضر نیستم فدای دیگرانی بشم که فقط به فکر خودشونن. امروز باز رییس واحد تماس گرفته و حرفای دیروز همکارم رو زده. نظرم رو پرسید. منم گفتم من نه حقوقشو...
-
بلیت
سهشنبه 8 تیرماه سال 1400 20:00
توی این گیر واگیر خواهرم زنگ زده که واسش بلیت پرواز تهران بگیرم، صحبت های من و خواهرم:(مثبت خواهرمه و منفی من) + چک کردم واسه چهارشنبه ساعت ۱۰:۲۰ بلیت بگیر - چک کردم پرواز ساعت ۱۰:۱۰ داره نه اون ساعتی که گفتی. بگیرم؟ + بگیر خوبه. بلیت رو واسش گرفتم توی واتساپ فرستادم. + چرا ۱۰ شب گرفتی؟ - خب خودت گفتی بگیر. + منظورم...
-
گندزدگی از نوع حاد،مزمن و مسری
یکشنبه 6 تیرماه سال 1400 11:10
مسخره تر از بیمارستان دولتی، فقط رییس این بیمارستانه. این هست، اون نیست. دکتر هست مسئول فلان قسمت نیست. مسئول قسمت میاد، دکتر دیگه نیست. همه هم ماشالله طلبکار. آقایون روسای بیمارستان، لطفا شما هیچوقت از بی صاحب بودن مملکت ننالید. مشت نمونه خرواره. مسئولیت یه بیمارستان بهتون دادن، گند زدین با این مدیریتتون. همتون به...
-
تشابه اسمی
شنبه 5 تیرماه سال 1400 17:51
در زمان دانشگاه، برنامه امتحانی توی سایت نبود یعنی سایت هنوز نصفه و نیمه بود. ترمای اول و دوم انتخاب واحد دستی انجام میدادیم و نمرات هم توی بورد میزدن. یکی از عادتهای غلطی که من داشتم این بود که اصلا برنامه امتحانی یادداشت نمیکردم و بعد از هر امتحان، به دفتر گروه میرفتم و روی بورد برنامه امتحان بعدیمو میدیدم. (همیشه...
-
سنتر بولت
چهارشنبه 2 تیرماه سال 1400 15:56
از صبح که از خواب بیدار شدم گردن درد گرفتم و گردنم صاف نمیشه. فکر کنم سنتربولت بریدم
-
تکبر نامشروع
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 23:01
تقریبا یک ماه پیش همسایه دیوار به دیوار خونه ما، بدلیل کرونا فوت شدن و فردای اون روز، مراسم خاکسپاریشون بود. توی اون جمعیتی که برای مراسم خاکسپاری اومده بودن، همه جز سه نفر ماسک زده بودن. یکیشون شغلشون جوریه که خیلی با افراد مختلف سروکار دارن و اتفاقا اصلا معتقد به ماسک نیستن. اتفاقا یک جورایی افراد ماسک زده رو به...
-
زوج فاجعه بار
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 06:54
زوج بی انگیزگی و بی حوصلگی، زوج فاجعه باریه. اصل مشکلش اونجاس که کسی متوجه نمیشه یعنی ظاهرتو خوب حفظ کردی. میخندی، شوخی میکنی، اما اینا همش پوششه. ظاهره. واقعیت نیست و البته کسی نمیفهمه و اصلا قرار نیست بفهمه.
-
انتخابات
جمعه 28 خردادماه سال 1400 09:04
دقیقا 4 سال پیش، واسه دوره رفته بودم اصفهان و کنار سی و سه پل منتظر دوستم نشسته بودم که بیاد یک آقایی تقریبا 25 ساله که ظاهرش به افراد مذهبی میخورد اومد و بهم گفت: + میتونم باهاتون مصاحبه بگیرم؟ -در چه موضوعی؟ + در مورد انتخابات. - بله میتونید مصاحبه بگیرید اما چیزی که شما میخواین بشنوین من نمیگما. من نمیگم رای میدم و...
-
شرح در گفتار
دوشنبه 24 خردادماه سال 1400 15:33
-
عجیب بیگانه
یکشنبه 23 خردادماه سال 1400 16:55
دنیا چقدر عجیبه. آدمها رو میبینی که هر کدوم دلخوشی دارن هر کدوم غصه ای دارن. غصه یک نفر دلخوشی شخص دیگست و دلخوشی اون یکی، غصه فرد دیگه. دنیا نه جایِ موندِنِن شادون اَتِی ناشاد اَرِی مثل یه مردِ چی چیکا بعد دو روز اَیاد اَرِی
-
داستان تلخ مهاجرت
سهشنبه 18 خردادماه سال 1400 16:00
دیروز خبری خوندم در مورد شناسایی جسد یک کودک که چند ماه پیش در سواحل نروژ پیدا شده. ظاهرا جسد متعلق به یک کودک ایرانیه که پارسال تمام اعضای خانوادش در حین مهاجرت به انگلیس غرق و کشته میشن. این خبر رو توی اینستاگرام هم دیدم. کامنت های زیادی نوشته شده بود و اغلب شامل احساس همدردی میشد. اما عده بودن که این نوع مهاجرت رو...
-
حسرت و هدف
دوشنبه 17 خردادماه سال 1400 14:49
دوموضوع در هم: زندگی ما آدم ها همیشه با حسرت گره خورده، اینکه کسی بگه من هیچ حسرتی توی زندگیم ندارم، مطمئنا یه جای کارش میلنگه. شاید هممون داستان گروهی که با مشقت فراوان به غاری رسیدن رو شنیدیم، فکر کنم قبلا داستانشو اینجا نوشتم. شاید ذات تنوع طلب و ناراضی ما باعث میشه همیشه حسرت بخوریم، حسرت چیزهایی که نداریم ولی...
-
شبه رییس
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1400 08:24
قضیه اول: پریروز بهره برداری تماس گرفت که فلان فلو ترنسمیتر خیلی نوسان داره. من و یکی از همکارام رفتیم چک کردیم دیدیم آره خرابه، اومدیم یک ترنسمیتر نو از کالا تحویل گرفتیم و رفتیم عوض کنیم، تقریبا ظهر بود و هوا گرم. برنامه آب هوا موبایل خود شهر رو ۴۰ درجه نشون میداد اما اونجایی که ما بودیم بیرون شهر بود و گیج دما عدد...
-
ایده نو، شناخت نو
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 08:14
چند وقت پیش سرکار، رییس تعمیرات زنگ زد که رییس اداره ایمنی داره دنبالت میگرده. زنگ بزن بهش. مشخص شد دلیل اینکه دنبال من میگشت واسه این بود که یک مشکلی الکترونیکی توی ماشین اطفاءحریق دارن که از روز اول خراب بوده. بهش میگم ببین این چیزی که خرابه اولا کار ما نیس باید با شرکت سازنده ماشین مکاتبه کنی دوما اگه میخواین ما...
-
ادامه قبلی
سهشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1400 19:03
حرف زدن با بعضی از آدمها اعصاب فولادین میخواد. به خودت میگی یعنی خدایا این واقعا خودش اینهمه نفهمه یا داره اَدایِ نفهما رو درمیاره. داری به زبان ساده ساده براش توضیح میدی اما باز حرف خودشو میزنه. خیر سرشون جز طبقه تحصیل کرده جامعه هم هستن یعنی قاعدتا نباید نفهم باشن. اما هستن. دیروز باز رفتیم در مورد مشکل حقوقمون صحبت...
-
ادامه قبلی
یکشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1400 18:44
خب اعتراضات همینجوری که انتظار میرفت نتیجه نداد و از این ماه حقوقمون کم میشه. رییس منابع انسانی موافقت نکرد و البته سنگ اندازی رییس ها رو که به این جریان دامن زدن نمیشه نادیده گرفت. بودن آدم های عوضی در جاهای عوضی و در زمان عوضی نتیجه ای بهتر از این نداره. همیشه وقتی جایی که فکر میکنی از این بدتر دیگه نمیشه یه سنگ از...