-
...
سهشنبه 10 خردادماه سال 1401 14:03
-
استیصال
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1401 16:42
توی این خراب شده به اسم مثلا مملکت، همیشه باید گفت امسال دریغ از پارسال. سال به سال بدتر. سال به سال فاجعه بیشتر. به خدا خسته شدیم. از همه چیز این مملکت خسته شدیم. از دیدن تک تک این مسئولین خسته شدیم. از اینکه نه آینده ای جلوی چشممون میبینیم و نه حتی ذره ای امید به بهبود اوضاع داریم، خسته شدیم. اونایی که میتونستن برن...
-
بدرود دانشگاه ...
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 08:16
با درخواست حذف ترمم بدون احتساب سنوات موافقت نشد و چون دیگه امیدی به اینکه قبل ترم ۴ پروپوزال تائید بشه نیست، از دانشگاه انصراف دادم. واسه امسال باز کنکور ارشد ثبت نام کردم ولی چون از کنکور محرومم، حتی نرفتم که امتحان بدم.
-
دانشگاه
سهشنبه 30 فروردینماه سال 1401 11:49
دیروز سایت گلستان دانشگاه رو چک کردم دیدم با درخواست حذف ترمم مخالفت شده. زنگ زدم آموزش میگم من درخواست دادم برای حذف ترم بدون احتساب سنوات، اما با درخواستم مخالفت شده. میگه بدون دلیل نمیشه. میگم شما خودتون توی اطلاعیه تون نوشتین کسانی کهنمیتونن حضوری بیان، میتونن این ترم رو حذف کنن. میگه اطلاعیه یه چیزی نوشته. یعنی...
-
DP
شنبه 27 فروردینماه سال 1401 14:10
در نهایت تصمیم گرفتم این ترم رو حذف کنم. البته قصدم انصراف بودش اما چون حذف ترم بدون احتساب سنوات رو قبول میکنن، تصمیمم بر حذف ترم شد. تا ترم بعد خدا کریمه شاید اون موقع کلا انصراف دادم. شایدم خوندم. مهم اینه فعلا درگیری ذهنیم کمتر بشه
-
سال نو نه چندان خوب
شنبه 6 فروردینماه سال 1401 09:33
لازمه کارهایی که باید انجام بدم رو اولویت بندی کنم. به همشون به اندازه کافی نمیرسم. غیر از موضوع وقت، فکرم رو هم مشغول میکنه که الان فلان کار مونده و وقتی برای انجامش نیست، داره دیر میشه و ... ولی اولویت بندی خیلی کار سختیه. به همشون علاقه دارم اما نیاز نه. منتها اونی که نیاز ندارم، در آینده توان انجامشو ندارم ولی اگه...
-
...
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1401 20:13
Will be OK
-
خرابکاری
چهارشنبه 25 اسفندماه سال 1400 08:52
هیچی مسخره تر از این نیست که یک نفر برای خراب کاری از خودت پول بگیره. پریروز نصاب اومد که ماشین ظرفشویی نصب کنه، قبلش بهش زنگ زدم که دریل و گِردبُر داری چون باید بغل کابینت سوراخ بشه تا لوله آب و فاضلاب ظرفشویی رد بشه. گفتش نه ندارم ولی لوله کشی رو خودم انجام میدم. بغل کابینت رو خودم سوراخ کردم و موند لوله کشی که این...
-
خواب
چهارشنبه 4 اسفندماه سال 1400 13:59
-
زمان نامناسب
سهشنبه 26 بهمنماه سال 1400 07:09
موضوع اول: بعد از اینهمه فرار و نگرفتن، در آخر امیکرون اومد سروقتم. به قول معروف یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک آخر به دستی ملخک. البته الان اصلا زمان خوبی برای امیکرون نبود. اگه یک هفته شیفت پیدا میکرد همه چیز نرمال میشد. موضوع دوم: چند روز پیش یه حس افسردگی خیلی شدیدی داشتم مثل کسی که واقعا نمیدونه مشکل چیه و اصلا...
-
استقامت
سهشنبه 19 بهمنماه سال 1400 21:57
قرار بود خاطره ای در مورد استقامت بنویسم. دقیقا 16 سال و یک ماه و یک روز پیش، من به سربازی اعزام شدم. توی یک فصل سرد اونم واسه من که هیچوقت زمستون از شهرمون بیرون نرفته بودم. آموزشی معمولا سخت ترین قسمت سربازیه. توی یکی از خشم شب ها (خشم شب به بیدارباشی میگن که یهو وسط خواب خوش و شیرین میزنن البته نه که بیان بگن عزیزم...
-
جریمه
سهشنبه 19 بهمنماه سال 1400 21:27
چند روز قبل کاری پیش اومد و مجبور شدم به مسافرت دو روزه برم. م وقع برگشت، جایی پلیس دوربین زده بود منم تقریبا 80کیلومتر سرعت داشتم و جلوی من رو گرفت. از ماشین پیاده شدم مدارک ماشین رو بهش دادم گفتش: میدونی اینجا حداکثر سرعت چقدره؟ گفتم: من تابلو 110 رو دیدم و بعد از اون تابلویی ندیدم که نوشته شده باشه سرعت مجاز مثلا...
-
اشتباه
چهارشنبه 6 بهمنماه سال 1400 13:08
هرکسی که فکر میکنه درس خوندن و سواد داشتن، شخصیت میاره، سخخخت در اشتباهه. مثال نقض این نظریه اشتباه تا دلتون بخواد هست... رک بودن و گستاخی، دو موضوع کاملا متفاوته دوست عزیز. اون چیزی که شما بهش میگی رک بودن، در واقع گستاخیه.
-
خاطره
چهارشنبه 6 بهمنماه سال 1400 08:36
دیروز سر موضوعی داشتم با رییس صحبت میکردم که شباهت به مدرسه رفتن من داشت، یاد اون خاطره افتادم: از کوچیکی من، خانوادم علاقه داشتن که من زود به مدرسه برم و به قول معروف پله های ترقی رو زود طی کنم(در نهایت چه طی کردنی هم شد ). اینم بگم که من قبل از کلاس اول، هم مهدکودک و هم آمادگی رفتم. به واسطه همین دلایلی که گفتم، سال...
-
دزد
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 15:21
امروز یه دزد محترم اومده و گوشی بابامو از توی مغازه دزدیده.این دفعه، سومین باری هستش که گوشی بابامو دقیقا از توی مغازه میبرن و احتمالا همش کار یک نفر باشه. چون انگاری بلد شدن چجوری باید بیان و ببرن. دفعه قبل چند نفر ظاهر مشتری اومده بودن و شلوغ و پلوغ کرده بودن.پدرم که رفته بودن دنبال جنس، گوشیشو برداشته بودن. این...
-
تلخ
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 16:57
آدم بعضی وقتا چیزهایی میبینه که دوست نداره. از دیدنشون ناراحت میشه اما واقعیت و حقیقت زندگیه... امروز سرکار توی مسیری که از کنار قبرستون یکی از روستاها رد میشه از کمپ به سمت یکی از ایستگاه ها، یک مادر جوان و یک پسر تقریبا 5 ساله دیدم که بالای یک قبر نشسته بودن داشتن اون قبر رو تمیز می کردن و می شستن. 30 دقیقه بعد که...
-
تلافی
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 20:38
امروز یه کاری در اومد رفتم که انجام بدم بعد از کلی کلنجار عیبش پیدا شد. دقیقا یه جایی که اصلا فکر نمی کردی بود و یک اورینگ خیلی کوچیک از روی قطعه برداشته بودن. قبل از رفتن راننده گفت فلانی(همکارم) تقریبا ۳۰ دقیقه پیش رفته همین جا اما ابزار دستش نبود. به موضوع مشکوک شدم که احتمالا همکارم فهمیده اون بساط لهو و لعب اش رو...
-
۵درصدی
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 09:58
یکی دو هفته پیش توی اداره گوشیم از دستم افتاد و صفحه اش شکست. گوشیم سامسونگ نوت هستش. صفحه اش اِجه و خیلی نازک نارنجیه و به کوچکترین افتادنی حساسه. خلاصه گوشی از فاصله ۲۰ سانتی از دستم افتاد و شکست. دقیقا جایی ضربه خورد که یک فاصله یک میلی متری بین محافظ گلس ال سی دی و قاب گوشی خالی بود. گفتم ببرم بدم درستش کنن قبل از...
-
قانون برای همه قانون نیست
سهشنبه 28 دیماه سال 1400 18:31
دیروز واسه کاری به خیابون که تقریبا مرکز شهره رفته بودم. با اینکه بارون می بارید، خیابون شلوغ بود و جای پارک به سختی پیدا می شد. ماشین رو توی یکی از خیابون های فرعی پارک کردم و پیاده اومدم دنبال کارم. دیدم یک افسر راهنمایی رانندگی ماشینش رو توی تقاطع پارک کرد ورفت توی کانکس راهنمایی رانندگی. خب سوال اینجاست چرا اصلا...
-
شروع
پنجشنبه 16 دیماه سال 1400 07:01
میگن واسه شروع هیچوقت دیر نیست، خب اینو من قبول دارم اما شروعِ دیرموقع، باعث نمیشه به نتیجه نرسیم؟ اینقدر فرصت واسه به نتیجه رسیدن هستش؟
-
ادامه ماجرا
دوشنبه 13 دیماه سال 1400 16:18
امروز رفته بودم دنبال چیزی توی کارگاه دیدم با سرعت رفت توی دفتر سروقت کلید های توی جاکلیدی. همش رو برداشت و برد که یکی یکی بره امتحان کنه که کدومش به قفل مورد نظر میخوره. اما از بخت بدش اون کلیدی که دنبالشه اصلا اونجا نیست. اون کلید پیش منه فقط. بهش گفتم فلانی چیزی از توی کمدت هم کم شده؟ میگه اون مهم نیست مهم اینه کی...
-
Match Day
یکشنبه 12 دیماه سال 1400 08:54
خب روز موعود رسید و ظاهرا همکار رفته و دیده جا خیسه و بچه نیست زنگ زده میپرسه کسی به کمد من دست نزده؟ کسی نرفته توی کارگاه؟ منتظر حرکت بعدی هستم که ببینم میخواد چکار کنه.
-
قفل و کلید
شنبه 11 دیماه سال 1400 08:09
توی کارگاه کمدی داریم که قفله و همه فکر میکنن کلیدش گم شده. البته این گم شدن کلید داستانیه که یکی از همکاران ساخته. در واقع خودش کلید اون کمد رو داره. اما بی خبره که منم کلید اون قفل رو دارم. البته اینم بگم که این کمد، کمد شخصی نیست. چند ماه پیش، داشتم دنبال قطعه ای میگشتم و چون این همکار سابقه طولانی در مخفی کاری...
-
واقعیت، حقیقت نیست...
پنجشنبه 9 دیماه سال 1400 06:28
-
پاسپورت
چهارشنبه 8 دیماه سال 1400 10:54
بخاطر اشتباه یک نفر در نوشتن اسمم باید برم اداره گذرنامه نامه بگیرم دوباره برگردم پاسپورت قبلیم رو باطل کنم و تمام مراحل از اول تکرار کنم. خب من کی وقت میکنم برم؟ از صبح سرکارم. تازه هفته بعد که اعلام بازندگی شده عمرا اگه رییس اجازه مرخصی بده. خداییش کجا E شبیه A هست؟ که جاهاشون رو اشتباه نوشتی. پ.ن: نمیدونم چرا چند...
-
خانم دکتر
سهشنبه 7 دیماه سال 1400 10:22
اینجوری که ظاهرا مشخصه من کارم با این خانم دکتر پیش نمیره. باید یه فکر دیگه ای بکنم. الان ۱۳ روزه از ایمیلم میگذره ولی جواب ندادن حتی دوباره ایمیل زدم و بازم هیچی. دفترشونم که اصلا انگار هیچوقت تلفنی بهش وصل نبوده. اصلا اصلا جواب نمیدن. خلاصه اون کار نیمه تمام من هنوز نیمه تمام مونده و اصلا یک ذره هم پیشرفت نداشته....
-
کف روی آب
سهشنبه 7 دیماه سال 1400 09:04
آدم ها در انتخاب فامیل ها و اقوامشون اختیاری ندارن اما انتخاب دوست، کاملا و عملا اختیاریه. پس فامیل میتونه دوست نباشه. میتونه از یه غریبه هم غریبه تر باشه. حتی میتونه مثل یک دشمن باشه. به قول سعدی: از دشمنان شکایت برند به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
-
امان از
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 20:19
الان 5 روزه ایمیل زدم و منتظر جواب ایمیلم اما هنوز خانم دکتر جواب ندادن. خب لااقل ایمیلتون رو باز کنین. حالا من هیچی شاید یه جایی جایزه میلیارد دلاری بردین و منتظرتونن که جواب بدین یکی از مزایای واتساپ اینه که لااقل میدونی پیامت رسیده، نرسیده، خونده یا نخونده. پ.ن: نمیدونم من لرزیدم یا واقعا خونه لرزید. زلزله بود یا...
-
دوباره
سهشنبه 23 آذرماه سال 1400 20:43
توی این مدتی که اینجا ننوشتم موفق شدم خیلی کارا انجام بدم که مهم ترین اون جابجایی رشته قبولیم بود. در مرحله بعدی موفق شدم شیفتمو عوض کنم که رییس رو دیگه نبینم (من که راضیم خدا هم راضی باشه ). اینستاگرام رو کلا گذاشتم کنار. پروژه برنامه نویسی نیمه تمومم رو دوباره استارت زدم البته با یه بازنگری اساسی. بیشتر برای تمرین...
-
حماقت مرکب
شنبه 1 آبانماه سال 1400 10:06
تا امروز هیچوقت از قبولی در چیزی که براش تلاش کردم ناراحت نشده بودم. اما الان شدم. متاسفانه دانشگاه قبول شدم. روزی که انتخاب رشته کردم با خودم گفتم هرجا باشه میرم. اما الان روزانه قبول شدم و از انتخاب رشته ام پشیمونم. مشکل درس خوندن نیست. مشکل اینه کارم رو چکار کنم. یعنی انتخاب رشته ای با این فاجعه باری تا حالا کسی...