کوه زندگی بی پایان

کوه زندگی بی پایان

دفتر خاطرات
کوه زندگی بی پایان

کوه زندگی بی پایان

دفتر خاطرات

انصراف

دیروز رفتم دانشگاه کارای انصرافمو انجام بدم. کارت دانشجویی تحویل مسئولش دادم گفتش که برات نوشتن لغو آموزش رایگان. گفتم خب یعنی چی؟ گفتش که باید هزینه رو پرداخت کنی. پرسیدم چقدره؟ گفت تقریبا نزدیک ۵۰ میلیون. گفتم خب من این پول رو توی این شرایط اقتصادی نه دارم و نه میتونم بدم. اینقدر زندگیم چاله چوله داره که اگه داشته باشمم باید صرف موضوعات مهمتر کنم. تازه من که با میل خودم انصراف ندادم. مجبور شدم. مدیر گروه نوشته با ادامه تحصیل موافق نیست. 

گفتم اگه مدرکی که بهتون تحویل دادم رو نخوام چی؟ گفتش هیچی مدرکت اینجا گرو میمونه. گفتم خب مدرکم رو نمیخوام. گفتش چی تحویل دادی؟ گفتم اصل دانشنامه.  گفت حالا بذار من پروندت رو بررسی کنم.

ناراحت

نمیدونم وبلاگ دستنبو زاده های من که نویسنده ش رو با نام مریم مامان سپهر مشناسین رو میخونین یا نه. دوماهه که آپدیت نشده، کانال تلگرامش هم همینطور. 

امروز شنیدم که متاسفانه فوت شدن. علت فوت رو نمیدونم. یک وبلاگ از یکی از دوستان بود که بنده خدا سرطان داشت و بعضا از بیماریش میگفت، توی نوشته هاش روحیه داشت اما یک روز صبح طبق معمول که وبلاگش رو باز کردم که بخونم دیدم نوشته عمو ... رفت. ظاهرا یکی از بستگانش این آخرین پست رو گذاشته بود و وبلاگ برای همیشه بسته شد.