-
باگ
سهشنبه 9 تیرماه سال 1405 09:28
یکی از خصلت های انسان قضاوت کردنه که البته به نسبت آدمهای هر جامعه، کم و زیاد داره. یه جایی بیشتر یه جایی کمتر. مثلا نمیتونیم چیزهایی رو که میبینیم رو بدون اینکه قضاوت کنیم ازشون رد بشیم. ظاهر آدما، اوضاع مالیشون، تیپ و لباس و پوشیدنشون. شاید خود قضاوت اینقدرا فاجعه نباشه، اما فاجعه جاییه که به قضاوتامون، ارزش میدیم و...
-
ادامه قرار
دوشنبه 8 تیرماه سال 1405 09:12
چرا دیگه هیچی عادی نیست؟ کلا بعد از حوادث دی ماه، خیلی چیزها تغییر کرد. لااقل برای ما، قسمتی از زندگی و زنده بودن از بین رفت. جنگ هم مزید بر علت شد. بعد از دی، مردم دو دسته شدن. شدن موافق و مخالف. اما کاری که جنگ با ما کرد این بود، که اون مخالفین و کسانی که دل خوشی از این وضعیت نداشتن، خودشونم به دو دسته مخالفین و...
-
دنیای موازی
یکشنبه 7 تیرماه سال 1405 07:54
در زمان خرابی بلاگ اسکای یه وبلاگی توی یکی دیگه از سایت های داخلی ساختم، الان حس آدمی دارم که عاشق دو نفره و میخواد هر دوشون رو نگه داره، جوری که هیچ کدومشون نفهمن کسی دیگه هم هست. اما نه شدنیه و نه انرژیشو داره. سوال اینجاس: باید به عشق اول بیشتر توجه کرد یا به عشق جدید؟
-
بازگشت بلاگ اسکای
یکشنبه 31 خردادماه سال 1405 17:33
نهایتا بلاگ اسکای برگشت و چیزی که من متوجه شدم اینه که بیشتر از اینکه علاقه به نوشتن داشته باشم، حرفی برای گفتن ندارم. فکر میکردم بعد از چند ماه، خیلی حرفای نگفته مونده اما واقعا اینجوری نیست. بیشتر خستگی و ناامیدی از آینده مونده تا حرف جدید. هرجوری نگاه میکنی آینده ای نمیبینی. مثل راهرویی میمونه که روبروش دره بزرگیه...
-
بازگشت (روزهای خوب میان حتی اگه اون روز ما نباشیم)
شنبه 23 اسفندماه سال 1404 08:54
خب بعد ۵۶ ساعت، سفر منم تموم شد و به خونه برگشتم. با سر و صدای جنگ و انفجار و هواپیماهایی که هیچ کدومشون باعث ایجاد حس امنیت و آسایش نمیشن، خیلی غریبم. امیدوارم این روزها به سرعت بگذرن و فارغ از خواست طرفین، نتیجه چیزی جز رفاه، آسایش و آرامش مردم نباشه. با اینکه سفر زمینی با اتوبوس، سفر سختی به حساب میاد، اما قشنگی...
-
آپدیت
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1404 22:54
دو هفته پیش یک مسافرت تقریبا یهویی خارج از کشور برام پیش اومد و فکر البته نمیکردم دقیقا فردای روزی که من ایران نیستم جنگ بشه. دوری و بی خبری از خانواده به دلیل قطعی اینترنت و خبرهای بمباران که هر رسانه ای شنیده میشد، تجربه تلخی برام رقم زد. چقدر هم تلخ بود، چقدر برای خانوادم، فرزندم گریه کردم، ترس از اینکه براشون...
-
انتخاب آزاد
شنبه 11 بهمنماه سال 1404 13:56
خداوند انسان را آزاد خلق کرد و در انتخاب هم آزاد گذاشت. این ما هستیم که انتخاب می کنیم با شرافت زندگی کنیم یا بی شرف باشیم ، و عده ای از انسانها، بی شرف بودن رو انتخاب می کنن.
-
بدون نقاب
دوشنبه 29 دیماه سال 1404 08:05
هر روز بیشتر به این یقین میرسم که بعضیا توی سرشون جای مغز، پِهِنه. یه عده که دارن منفعت میبرن واسه همین چشمشون رو روی واقعیت بستن. خیلی هم منطقیه. منفعتش توی نپذیرفتنه. اما یه عده واقعا گاون. یعنی حتی ساندیس خور هم نیستن. اینهمه کشتار رو ندیدی؟ اینهمه قتل و جنایت رو ندیدی؟ اون شبی که من بیمارستان پیش برادر همسر بودم،...
-
غریب است وطنم
سهشنبه 23 دیماه سال 1404 14:06
بعد از یک روز این در و اون در زدن برای گرفتن مجوز دادستان برای ترخیص، بلاخره یکشنبه برادرِ همسر رو با تمام اون ساچمه هایی که به سینه و دست و پا اصابت کرده بود، به خاک سپردیم.
-
کار دولتی
چهارشنبه 10 دیماه سال 1404 21:50
انتظارات آدما از یک سیستم، مخصوصا سیستم دولتی باید معقول باشه. توی یک سیستم و اداره دولتی چند اصل وجود داره که خیلی مهم هستن ولی بعضا کارمندان رعایت نمیکنن و دودش توی چشمشون میره: ۱- اداره، خانواده نیست و رئیس یک اداره، پدر نیست. یعنی چی؟ یعنی اینکه وقتی شما یک آدم از زیر کار در رو هستید، انتظار نداشته باشید که رئیس...
-
بی انصافی
سهشنبه 25 آذرماه سال 1404 08:35
دیروز باز موضوعی پیش اومد که چند مدته دارم میبینم و خواستم بنویسم اما پشیمون شدم. ولی خوبه همه اینو بدونیم که توهین به اقوام و مردم شهرهای دیگه،کار پسندیده ای نیست. طرف میگه اگه ماها نبودیم و نیومده بودیم شهرتون، شماها الان هیچی نداشتین. یا اون دوستی که توی تهران بزرگ شده، اینجا رو قبرستون ته دنیا میدونه. خب چرا...
-
کار
چهارشنبه 5 آذرماه سال 1404 07:45
طبق پیش بینی که کردن تا شهریور سال دیگه مخازن اینجا خالی میشه و غیر قابل استخراجه (نمیدونم چقدر این پیش بینی درسته). همین الان هم اینقدر افت فشار داریم که پالایشگاه به مشکل خورده. ا تفاقی که بعدش میفته اینه نفرات اینجا به مناطق دیگه منتقل میشن که اغلب جاهایی که نیرو کمه، کار اقماری دارن. خب یکی از این نفرات منم و من...
-
قاچاق
دوشنبه 12 آبانماه سال 1404 07:59
محل کار ما با ورودی شهر تقریبا ۲۵ کیلومتر فاصله داره و دقیقا همون جاده ای که مسیر قاچاق گازوئیله. واسه همین تقریبا هر چند مدت یکبار عین یکی از فیلم های جنگی که تانک های سوخته کنار جاده ها افتاده بودن، ماشین های سوخته کنار جاده افتادن رو میبینیم. بعضی از ماشین های جزغاله شده رو بعد از چند روز میبرن کنار پاسگاه نیروی...
-
انصراف
سهشنبه 15 مهرماه سال 1404 08:00
دیروز رفتم دانشگاه کارای انصرافمو انجام بدم. کارت دانشجویی تحویل مسئولش دادم گفتش که برات نوشتن لغو آموزش رایگان. گفتم خب یعنی چی؟ گفتش که باید هزینه رو پرداخت کنی. پرسیدم چقدره؟ گفت تقریبا نزدیک ۵۰ میلیون. گفتم خب من این پول رو توی این شرایط اقتصادی نه دارم و نه میتونم بدم. اینقدر زندگیم چاله چوله داره که اگه داشته...
-
ناراحت
شنبه 5 مهرماه سال 1404 08:57
نمیدونم وبلاگ دستنبو زاده های من که نویسنده ش رو با نام مریم مامان سپهر مشناسین رو میخونین یا نه. دوماهه که آپدیت نشده، کانال تلگرامش هم همینطور. امروز شنیدم که متاسفانه فوت شدن. علت فوت رو نمیدونم. یک وبلاگ از یکی از دوستان بود که بنده خدا سرطان داشت و بعضا از بیماریش میگفت، توی نوشته هاش روحیه داشت اما یک روز صبح...
-
بحث های سر صبحی
دوشنبه 24 شهریورماه سال 1404 08:38
امروز سرکار مثل تمام روزهای دیگه جلسه بحث در مورد موضوعات سیاسی، اقتصادی، نظامی، جغرافیای خاورمیانه، حماس، اخوان المسلمین، قطر و .... هست. ولی تفاوتش با بقیه روزها اینه امروز جلسه زودتر شروع شده. معمولا اینجوریه که دوستان و همکاران بعد از خوردن قهوه انرژیشون زیاد میشه و شروع به مباحثه میکنن. رییس جلسه و رییس شورای...
-
سوالات سر صبحی
شنبه 22 شهریورماه سال 1404 10:48
آیا از زندگی خودمون راضی هستیم؟ آیا قربانی کردن زمانی برای زمان دیگه کار درستیه؟ تا الان عمرمون فهمیدیم از زندگی چی میخواستیم؟ بهشون رسیدیم؟ از این به بعد میدونیم چه میخوایم؟
-
۵ شهریور
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1404 21:00
چهارشنبه ها ساعت کاری به جای ۴ تا ۳ هست و همین بک ساعت فرصت خوبیه که توی خونه بشه یک چرت زد تا خستگی یک هفته از تن آدم در بره. دیروز در حالی که خواب بودم، همسر اومد منو از خواب بیدار کرد و گفتش که یک کار خیلی بد کردم. گفتم چکار؟ گفتش که ماشینو زدم به ستون کنار درب پارکینگ. گفتم خب حالا که دیگه خورده، خیلی خراب شده؟...
-
بیماری همکار
چهارشنبه 5 شهریورماه سال 1404 21:15
همکاری داریم که چند ماهه مشکل کمردرد و درد کتف و اینجور چیزها داشت. هرچی دکتر مرتبط با دردش بود، رفت. فیزیوتراپی رفت و خوب نشد. چند هفته پیش به تهران اعزام شد و الان مشخص شده سرطان داره و الان داری شیمی درمانی میشه. از روزی که خبر رو شنیدم همش توی فکرمه. نمیدونم چرا اینجور نتونستن تشخیص بدن. پریروز بهش زنگ زدم،...
-
منفعت
دوشنبه 3 شهریورماه سال 1404 08:05
این جمله رو قبلا اینجا نوشتم ولی چون خیلی پیش میاد توی دلم مونده و باز مینویسم: آدم باید به یک اصولی معتقد باشه و اون اصول نباید منفعت طلبی باشه. چون بعضی وقتا برای رسیدن و یا حفظ اصولی که آدم داره، باید قربانی بده. قربانی میتونه هزینه مالی باشه، میتونه وقت باشه و شاید چیزهای دیگه. کسی که اصولش منفعت شخصی باشه، اونم...
-
اندر فواید بی پولی
یکشنبه 26 مردادماه سال 1404 13:20
یکی از مزایای بی پولی اینه که هرچی مشکلات داری، هرچی افسردگی داری رو به بی پولی نسبت میدی و برای رفع این مشکل سعی میکنی هرجوری شده پولدار بشی و احتمالا موفق هم نمیشی و با همین وضعیت قبل از پولدار شدن، از دنیا میری. این موضوع درسته خیلی جالب نیست اما یه خوبی هایی هم داره. یکی از خوبی هاش اینه هدف داری. میدونی باید...
-
نوشته های منتشر نشده
شنبه 25 مردادماه سال 1404 08:33
اومدم مطلبی نوشتم و طبق معمول قبل از انتشار فرستادم به چرکنویس و سطل زباله. بعدش نگاه کردم دیدم ۳۹۷ مطلب توی زباله دارم. البته همشون کامل نیستند. بعضیاشون نصفه چیزی نوشتم و بعد پشیمون شدم. بعضیاشون هم کاملن ولی از انتشار پشیمون شدم. بعضی حرفها احساس میکنم ناشکریه. وقتی خوبی ها رو در کنار مشکلات میذاری، با اینکه مشکلات...
-
صبح بخیر
چهارشنبه 22 مردادماه سال 1404 07:53
تقریبا ۲۰ روز پیش دوباره ام آر آی انجام دادم و نتیجه رو پیش دکتر بردم، گفتش که " نسبت به ۶ ماه پیش تغییر زیادی نکرده و بدتر نشده. ولی من موافق عمل نیستم. فعلا تا جایی که درد به پا منتقل نشده نیازی به عمل نیست. چون عمل کردن عوارض داره و من الان پیشنهاد نمیکنم. فعلا مراقبش باش و باز یک سال دیگه ام آر آی انجام...
-
غزه
جمعه 3 مردادماه سال 1404 21:05
از زمان سقوط دولت عثمانی، بیشتر از یک قرن میگذره و میشه گفت دوران به حاشیه رانده شدن مسلمان ها و ظلم بر اونها، از اون زمان شروع شد. تا قبل از تضعیف دولت عثمانی، تقریبا دو دولت اسلامی بیشتر نداشتیم. ایران شیعه و عثمانی سنی. این دو دولت علیرغم اینکه تفاوت هایی داشتند اما در اصول یکی بودند و این یعنی دولت های غربی و...
-
Private number
پنجشنبه 19 تیرماه سال 1404 20:16
هفته پیش سرکار نشسته بودم و داشتم یه سری از اطلاعات فنی رو وارد کامپیوتر میکردم، دیدم تلفنم زنگ خورد، شماره نداشت. جواب دادم یک نفر که صداش جوون و آدم بسیار مودبی بود پرسید آقای فلانی؟ گفتم بله، گفت من از اطلاعات تماس میگیرم. گفتم در خدمتم. سوال پرسید که با فلان برد الکترونیکی کار کردی یا نه. گفتم قبلا آره الان مدتیه...
-
مردم عجیب
سهشنبه 17 تیرماه سال 1404 16:06
من نمیفهمم چرا آدم باید نسبت به زندگی آدمهای معمولی هم حسادت داشته باشه. معمولی بودن که دیگه اتفاق عجیبی نیست، تمام آدمها در ابتدای ساکن معمولین. حالا یکی زندگی بهتری داره، میگیم باشه بهتره هرچند که همونم حسادت درست نیست. ولی آدم معمولی چرا؟ مثلا میگن خوش به حال فلانی که روزهای جمعه تعطیله سرکار نمیره. خب بنده خدا...
-
یهود و موسی
دوشنبه 2 تیرماه سال 1404 21:11
داشتم به سرگذشت قوم یهود فکر میکردم. بیچاره حضرت موسی. شما فکر کن یه قومی در بردگی یه خونخواریه به نام فرعون، میری با هزار بدبختی اینا رو نجات میدی، میاری کنار دریا اینا شروع میکنم به غر زدن که الان ارتش فرعون میاد ما رو میکشه و تو مسبب این موضوعی. بعد حضرت موسی از دریا اینا رو رد میکنه و فرعون غرق میشه بازم آدم...
-
وطنم ایران
دوشنبه 26 خردادماه سال 1404 19:50
و ایران کشوریست به زیبایی یوسف، با غم و اندوهی به اندازه ی پدرش و خیانتکارانی همچون برادرانش ...
-
جنگ
یکشنبه 25 خردادماه سال 1404 21:32
دوستان عزیز، حالتون چطوره؟ همه سالم هستید؟
-
روتین
یکشنبه 4 خردادماه سال 1404 15:00
احساس میکنم افتادم توی روتین زندگی و فقط چوب خطها رو دارم پر میکنم و هرروز ناامیدتر از قبل. دلیلش فکر میکنم کمبود وقته، کارهای زیادی توی ذهنم هست که انجام بدم ولی متاسفانه فرصت انجامشون پیش نمیاد. تا بعد از ظهر سرکارم و از اونور زن و بچه و زندگی. چند مدته میخوام برای موضوعی ویدیو بسازم، ولی اصلا فرصت روشن کردن لپ تاپ...