-
استعداد
چهارشنبه 13 فروردینماه سال 1399 10:47
پریشب برنامه عصر جدید نگاه میکردم، آقایی از هموطنان آذری اومده بودن و آواز میخوندن که کارشون میوه فروشی بود. نحوه تبلیغ برای فروش میوه شون اجرا کردن و فکر کنم یک تیکه مداحی به زبان ترکی هم خوندن. این آقا با این حنجره طلایی، استعدادی داشتن که میشد خیلی استفاده بهتری ازش کرد. ولی در هر صورت میدونستن صداشون خوبه و...
-
شعور انسانی
چهارشنبه 13 فروردینماه سال 1399 10:20
فاصله بین آدمها را همیشه نمیشه با کلمات بیان کرد. بعضی از وقتها، فاصله از جنس نوع تفکر و نوع منش هست. اما برخی اوقات این فاصله از نوع داشتنها و نداشتنها ست. کسی که از درک موضوعی عاجزه حتما دلیلش تفکر نیست. شاید از لحاظ سخت افزاری تفاوت هایی داره که اگه بخواد هم نمیتونه.
-
فرزند دختر یا پسر؟؟
سهشنبه 12 فروردینماه سال 1399 09:42
در وبلاگ یکی از دوستان مطلبی خواندم در مورد دو دختر، اولی دختری زیبا و سرزبان دار، اما دختر دوم، در واقع قرار بود پسری باشد که نشد. هدفم نوشتن مطلبی بر نقد تفکر "فرزند فقط پسر " بود: در خیلی از خانواده ها، فرزند پسر، حکم آتش بسی دارد برای پایان بر عملیات روزانه و شبانه فرزندآوری. فرزند اول دختر به دنیا آمد،...
-
ترس
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1399 20:19
ترس. تقریبا همه ما با واژه ترس آشنا هستیم، ترس از تاریکی، ترس از دیو و جن که ریشه در داستان های بچگی داره، ترس از اینکه شغلمون از دست بدیم و.... اما ترس از تنهایی، شاید به جرئت بشه گفت ترس مشترک بین همه ما انسانهاست. ولی این نوع ترس برای همه ترس محسوب نمیشه، بعضی از آدمها نه تنها از تنهایی نمیترسن بلکه حتی حاضر نیستن...
-
منطق یا احساس...
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1399 09:32
منطق یا احساس؟ وقتی به دوراهی منطق و احساس میرسی تصمیم گیری سخت میشه، چون یکی را باید قربانی اون یکی کرد. کسانی منطق را قربانی احساس میکنن و کسانی دیگه احساس را قربانی منطق. اصلا چرا باید این دوراهی وجود داشته باشه که حسرت اون یکی بر دل باقی بمونه؟ کسانی منطقی تصمیم گیری می کنند، به قول معروف اهل حساب و کتابند، گامی...
-
دهه شصت
شنبه 9 فروردینماه سال 1399 06:35
ما دهه شصتیا آدم های بی استعدادی نبودیم، ولی نه مدرسه و نه خانواده، کمکی به اینکه بفهمیم استعدادمون توی چه موضوعیه نکرد. این مشکلو تقریبا همه دهه شصتیا دارن، چون بچه های زمان جنگ هستن. قرار نبود که آینده ای داشته باشن. قرار بود سرباز باشن و توی جنگ کشته بشن. ولی خوشبختانه در اون موقع جنگ تموم شد و بدبختانه ما موندیم و...
-
موفقیت و عدم موفقیت
شنبه 9 فروردینماه سال 1399 00:03
وقتی پای صحبت انسانهای موفق میشینی و راز موفقیتشون رو میپرسی، اغلب از هدف و پشتکار حرف میزنن. موضوعی که من هیچوقت توی زندگیمون بصورت مشخص نتونستم بهش برسم. در واقع هرگز نفهمیدم هدفم چیه و چون هدف نداشتم، پشتکاری هم وجود نداشت. به همین دلیل همیشه از این راه به اون راه رفتم و الان با بیشتر از ۳۴ سال سن، هنوز نمیدونم...
-
حق زن
دوشنبه 4 فروردینماه سال 1399 21:16
امروز دوست عزیزی کامنتی گذاشته بودن و از مصائبی نوشته بودن که واقعا به نظر من فقط یک زن قادر به درک اون موضوعات هست . مشکلاتی از قبیل متلک شنیدن، نگاه غرض باورانه مردان نسبت به زن ها و غیره. به نظر من زن بسیار قوی تر از مرد هستش، با اینهمه هجمه و مشکلاتی که مردها و جامعه مردسالار برای زن بوجود میاره، فقط زن قادر به...
-
گذشته های دور و نزدیک
دوشنبه 26 اسفندماه سال 1398 19:11
داشتم کانتکت های گوشیمو نگاه میکردم که تعدادی ازشون کم کنم تا خلوت بشه، راستش من خیلی لیست مخاطبین بزرگی ندارم. اگه کسی که توی لیستم باشه و بعد از یه مدت طولانی بهش زنگ نزنم یا اون زنگ نزنه، پاکش میکنم. وقتی مکالمه ای بین ما رد و بدل نشده حتما نیاز به شماره اش هم نیست. توی این لیست فقط یک شماره هست که نه بهش زنگ میزنم...
-
عشق
چهارشنبه 14 اسفندماه سال 1398 11:26
خیلی از وقتها از بی حوصلگی روی نیمکت های سنگی کنار خیابون میشینم و مردم رو نگاه میکنم. زن و مردی دیدم که مسن بودن چون مرد تقریبا هیچ موی سیاهی بر سر نداشت و چروک هایی که نشان از تجربه سالیان زندگی هست بر صورتش جلوه میکرد، دست در دست هم با هم راه میرفتن، صحبت میکردن و میخندیدن. دوستی داشتم، از پدربزرگ و مادربزرگش تعریف...
-
روز مهندس
دوشنبه 5 اسفندماه سال 1398 16:27
قابل توجه دوستان عزیزی که علاقه بسیار وافری به پیشوند مهندس و یا دکتر قبل از اسمشون دارن، باور کن چیزی توی این القاب نیست. همکار عزیزم، اگه شما رو در محیط کار مهندس صدا میزنن، دلیل بر لیاقت شما و یا فهم و شعور جنابعالی نیست. فقط به واسطه مدرک تحصیلی که دارید، اینجور گفته میشه. البته دوستان عزیزی هستن که اگه ازشون مدرک...
-
کرونای عزیز
دوشنبه 5 اسفندماه سال 1398 13:28
کرونا با تمام سختی های روحی و جسمی که برای ما بوجود اورده، یک خوبی هم داره. لااقل تبعیض در کارش نیست. همه رو به یک چوب میزنه. مهم نیست آقازاده باشی یا ژن خوب داشته باشی یا اصلا هیچ کدوم از اینا رو نباشی و یک فرد معمولی در یک جای معمولی به همراه کار معمولی باشی. کارشو به درستی و با کمال صداقت بدون توجه به سمت و مقام...
-
تقدیر
چهارشنبه 30 بهمنماه سال 1398 13:32
در زمان دانشگاه درسای عمومی همیشه کسل کننده هستن اما برای من درس اندیشه اسلامی 2 اینجوری نبود حتی با اینکه رشته تحصیلیم فنی بود. البته دلیلش خود درس نبود در واقع استاد این درس اصلا در مورد اندیشه اسلامی و اینجوری چیزا صحبت نمی کرد. صحبت های استاد در مورد موضوعاتی بود که دانشجوها پیش میکشیدن. یادمه یکبار یکی از دخترای...
-
دلتنگی
سهشنبه 22 بهمنماه سال 1398 11:34
دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که می سوزد نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری مرا آشفته می دارد چنین آشفته بازاری لینک پایین از خودمه ولی خوب نیست چون دانش موسیقی من بیشتر از صفر نیست. لینک دانلود
-
ندانم هایی از جنس بی جواب
پنجشنبه 17 بهمنماه سال 1398 15:40
الان که توی فرودگاه نشستم و منتظر اعلام پروازم هستم، صحنه هایی میبینم که برام جالبه. مثلا آدم هایی که موقع رفتن و خداحافظی کردن همدیگه رو میبوسن. فکر نمیکنم بچه ها، پدر و مادرشونو بدون دلیل بوسیده باشن. شاید اینقده این بوسیدن ها عجیب شده که اگه کسی بدون دلیل اینکارو انجام بده، پدر و مادر حتما فکر میکنن منظوری دارن یا...
-
سوال بی پاسخ
چهارشنبه 16 بهمنماه سال 1398 20:15
امشب که داشتم کنار خیابون راه میرفتم، دختری دیدم که شاید به زور بشه گفت 15 ساله . با پسری راه میرفت و صحبت میکرد. بعد از مسافتی، پسر ازش جدا شد و رفت. دختر توی تاقچه هایی که از سالیان دور یادگار مونده نشست و سیگاری روشن و شروع به کشیدن کرد. از کنار دختر رد شدم و از خودم میپرسیدم چرا یک شخص با این سن و سال کم سیگار...
-
بهشت و دوزخ از دیدگاه صائب
جمعه 4 بهمنماه سال 1398 06:34
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست بر لبش جام شرابی و سبویی در درست گفتم نکنی شرم از این می خواری؟ گفتا مگر حکم به جلبم داری!؟ گفتا تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟ در روز جزا وعده به آتش کرده؟ گفتا که برو بی خبر از دینداری خود را به ز باده خوران پنداری؟ من هر چه کنم گنه از این می خواری صد به ز توام که دایما هشیاری عمر...
-
...
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1398 16:27
این خستگی کی تموم میشه؟؟؟ حتی از فکر کردن هم خسته شدم....
-
موقت...
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1398 13:51
دیروز توی خیابون پشت یک چراغ قرمز وایساده بودم، پسری سمتم اومد که پارچه ای دستش بود. خیلی مودبانه گفت: شیشه ماشینت تمیز کنم؟ من به جیبم نگاه کردم و دیدم پولی توش نیست گفتم: نه ممنون. بدون هیچگونه اصراری لبخندی زد و رفت. از لبخندش خجالت کشیدم. به خودم گفتم چرا پسری با این سن باید کار کنه؟ الان حق این پسر نیست که مثل...
-
......
چهارشنبه 25 دیماه سال 1398 23:38
ارغوانشاخهی همخون جداماندهی منآسمان تو چه رنگست امروز؟آفتابیست هوایا گرفتهست هنوز؟من درین گوشهکه از دنیا بیرونستآسمانی به سرم نیستاز بهاران خبرم نیستآنچه میبینمدیوار استآهاین سخت سیاهآنچنان نزدیکستکه چو برمیکشم از سینه نفسنفسم را برمیگرداندهوشنگ ابتهاج (سایه)
-
لذت شعر و موسیقی
چهارشنبه 25 دیماه سال 1398 10:39
چند روز پیش وقتی داشتم موسیقی استاد شجریان گوش میدادم، رسید به جایی که این بیت از حافظ خوندن:افشای راز خلوتیان خواست کرد شمعشکر خدا که سر دلش بر زبان گرفتداشتم با خودم تفسیر میکردم و البته تعجب، تعجب از اینکه چرا حافظ گفته شمع میخواست افشای راز کنه و خدا را شکر که سر و حرف دلش بر زبان اومده.توی اینترنت در مورد این...
-
درنگی بر حال و احوالمان
یکشنبه 22 دیماه سال 1398 13:28
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد بین اینهمه درد و رنج سایه جنگ و انهدام هواپیما(از واژه سقوط استفاده نمیکنم)، از خبر خداحافظی کیمیا علیزاده برای مدت کوتاهی خوشحال شدم. لااقل شاید این دختر آینده ای درخشان تر پیش رو داشته باشه. نه فقط در حوزه ورزش، بلکه در حوزه کمال انسانیت.یادمه...
-
خبر تلخ و تلخی خبر
شنبه 21 دیماه سال 1398 16:39
امروز صبح که توی مسیر برای رسیدن به محل کار بودم، راننده رادیو گرفته بود و اخبار گوش میدادیم. ستاد مشترک نیروهای مسلح اعلام کرد، برخورد موشک باعث سقوط هواپیما اوکراین شده. وقتی شنیدم مثل کسی شدم که انگار آب یخ روش ریخته باشن. واقعا چرا؟؟ حق کسایی که دنبال بقیه عمرشونن اینه؟ اشتباه سهوی بوده ولی به چه قیمتی؟ به قیمت...
-
گذشته
جمعه 20 دیماه سال 1398 16:58
چند روز پیش بعد از مدتها رفتم کنار دریا، خیلی شلوغ نبود. احتمالا چون صبح بود. معمولا بعد از ظهرها شلوغه آخه من شلوغی رو دوست ندارم. قبلا بیشتر دریا میرفتم. یادمه وقتی کوچیک بودم تا زمان دبیرستان تقریبا هرهفته جمعه ها با هم محله هام میرفتیم لب ساحل بازی فوتبال میکردیم و بعدش میرفتیم توی آب. تابستونا توی دریا پر بود از...
-
آهنگ
جمعه 20 دیماه سال 1398 10:35
امروز داشتم آهنگ آتشی در نیستان شهرام ناظری گوش میدادم(واقعا یکی از زیباترین آهنگ های سنتیه که اگه هزار بار بشنوید باز هم انگار نشنیده ای). شروع با دوبیتی بسیار زیبایی از عطار نیشابوری هست:هنگام سپیده دم خروس سحری/دانی که چرا همی کند نوحه گری/یعنی که نمودند در آیینه صبح/که از عمر شبی گذشت و تو بی خبری/در مورد اینکه...
-
شروع تازه ...
جمعه 26 مهرماه سال 1398 14:45
سلام دوستان عزیز قرار بود این وبلاگ بزودی را ه بیفته افسوس که ده سال این کلمه بزودی طول کشید ده سال گذشت و ده سال به آخر عمر نزدیکتر شدم و ده سال از جوانی بیشتر فاصله گرفتم در این ده سال خیلی از دوستانی در بین ما بودند که الان نیستند و خیلی از کسانی نبودند که الان هستند
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 مردادماه سال 1388 15:12
سلام ان شا الله این وبلاگ به زودی راه میفته