-
تفاوت فرهنگی
دوشنبه 10 شهریورماه سال 1399 07:11
رشته تحصیلی من در اون زمان یک گرایشی از مخابرات بود که فقط دانشگاه دو شهر اینو داشت، شیراز و شهر دیگه ای که یادم نیست دقیقا چی بود. من شیراز انتخاب کردم چون به شهر خودم نزدیکتر که بود و راحت تر میتونستم رفت آمد کنم. خب ناچارا توی خوابگاه ساکن شده بودم و مسلما هم اتاقیهایی داشتم که از استان و شهرهای دیگه اومده بودن و...
-
بدون سرمربی
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 09:16
توی مقدماتی جام جهانی ۹۸، وقتی ایران بعد از ۲۰ سال رفت به جام جهانی، از سرمربی وقت پرسیدن با چه تاکتیکی موفق شدی بازی ۲-۰ باخته رو برگردونی. جواب داد: دیگه فایده نداشت گفتم برید وسط زمین هرکاری میخواین بکنین. دقیقا همین زمان بود ایران ۲گل زد و رفت جام جهانی. یا مثلا خیلی از وقتها دیدید پلیس راهنمایی و رانندگی سر...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 10:33
آدم باید پیشونیش بلند باشه... مثل من که اولین کسی توی پادگان بودم که به قانون ۲۱ ماه سربازی خوردم اونم دقیقا زمانی که همه با ۱۸ ماه و بعضا ۱۷ ماه سربازیشون تموم شد. یا موقعی که توی کار سمت میدادن دقیقا بین ۴ نفر، سمتی که برای من در نظر گرفته بودن به بخشنامه وزیر خورد و حذف شد. یا موقع تعدیل مدرک دقیقا ۲ ماه بخشنامه...
-
...
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 10:21
یکسال دیگه هم گذشت... باز خدا پدر و مادر بانک تجارت بیامرزه که حداقل تولدم یادشون بود. من خودم که فراموش کرده بودم پس از دیگران چه توقعی میشه داشت.
-
نفت نوشت
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1399 17:36
بعد از ۶ سال دیروز زنگنه دستور اعمال ماده ده صادر کرد و حقوق جدید توی سیستم اعمال شد، اما به چه قیمتی؟ اعلام شده که در عوضش آیتم حق الزحمه بهره وری، ۹۰ درصد کم میشه و اقلام نفت کارت جز کمک هزینه غذا بقیه آیتم هاش حذف میشه و برای کسانی مثل من که توی مناطق عملیاتی و بصورت اقماری کار میکنن، صفر میشه. این یک طرف موضوع، از...
-
داشتن و نداشتن
دوشنبه 3 شهریورماه سال 1399 14:56
همه جا گفتم، احتمالا قبلا اینجا هم نوشتم ولی باز مینویسم. البته که اینا نظر شخصیه منه و ممکنه اشتباه باشه و با نظر خیلیا فرق کنه. شعور موضوعی اکتسابی نیست، یعنی شخصی که ذاتا انسان بی شعوری باشه، نه پول، نه مقام، نه میزان تحصیلات باعث نمیشه که باشعور بشه. اگه دور و برمون آدمهایی میبینیم که درس خوندن و با شخصیت هستن،...
-
اگه مثل خر زندگی می کنیم لااقل مثل خر نمیریم...
دوشنبه 3 شهریورماه سال 1399 14:29
همیشه میگن خدا فهمیده که به الاغ شاخ نداده. ولی من فکر میکنم به بعضیاشون شاخ داده که انسانها درک کنن اگه الاغ شاخ داشت چه مصیبت هایی که نداشتیم. به آقایی که اسم رییس یدک میکشه، درس خوندن و چند صد نفر زیر دست داره، اما توی صحبت کردنش متاسفانه تربیت نداشتش کاملا نمایانه، چی میشه گفت؟ با وقاحت تمام میگه، فلانی کجاست چرا...
-
...
دوشنبه 3 شهریورماه سال 1399 05:50
شاید یک شخص اونقدر که نیاز به درک شدن داره، میل به دوست داشته شدن نداشته باشه...
-
عشق و تنفر
شنبه 25 مردادماه سال 1399 14:48
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 مردادماه سال 1399 11:16
توی محله ما تقریبا همه فامیل با همیم، یعنی خانواده مادریم همه اینجا زندگی میکنن. زمانی که من و یکی از دوستام به دبیرستان رسیدیم تقریبا میشه گفت هیچ کسی از محله ما حتی دیپلم هم نداشت، من و دوستم اولین کسانی بودیم که دیپلم گرفتیم. دید فامیل به ما مثل کسی بود که دکترا مخابرات رمز داره همیشه و از بچگی توی گوش من میخوندن...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 مردادماه سال 1399 20:05
فردا باز کنکور ارشده، میخوام بعد از سالها دوباره توی کنکور شرکت کنم، اولین و آخرین دفعه ای که امتحان دادم سال ۹۲ بود که اتفاقا قبول شدم حتی دانشگاه ثبت نام کردم ولی یک جلسه هم کلاس نرفتم و انصراف دادم. بعد از این همه دور بودن از درس، بعیده که قبول بشم وحتی اگه قبول بشم احتمالا باز مثل دفعه قبل میشه. همه چیز انگیزه...
-
...
جمعه 10 مردادماه سال 1399 15:00
وقتی خیلی تلاش میکنی کسی را فراموش کنی خود همین تلاش کردن به یک خاطره فراموش ناپذیر تبدیل می شود حالا باید بکوشی این فراموش کردن را فراموش کنی و این چنین، یک خاطره فراموش ناشدنی دیگر ایجاد میشود... برگرفته از کتاب جز از کل اثر استیو تولتز
-
کاش هیچوقت بزرگ نمیشدیم!!
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 15:31
امروز یاد خواب زمان بچگیم افتادم، نمیدونم چند سالم بود که این خوابو دیدم ولی مطمئنا خیلی از اون موقع گذشته. کنار ساحل در روزی که موجهای بزرگ، رنگ دریا را از آبی به سفید تغییر داده بودند، ایستاده بودم و نگاه قایقی میکردم که در بین اینامواج به شدت بالا و پایین میشد. ساحل پر بود از افرادی که برای تفریح و شنا اومده...
-
...
دوشنبه 30 تیرماه سال 1399 07:38
چرا ما انسانها به ظاهر بیشتر از باطن توجه میکنیم؟ جالبش اینه حتی درمورد این موضوع ضرب المثل هم داریم: “فلانی رو نگاه کن سرتاپاش دوزار هم نمی ارزه” داستانی هست که روزی ملانصرالدین میخواست به مجلس مهمی بره، با لباسی ژولیده و با حالتی ژنده پوش به ورودی اون مجلس که رسید نگهبان درب ورودی راهش نداد. ملا برگشت و لباسشو عوض...
-
...
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 13:54
- آدم ها دو جور گریه دارند، زمانی که خیلی غمگین اند و زمانی که خیلی خیلی غمگین اند - گفتم: اینها مگر فرقی هم دارند؟ - گفت: آره، دومی دیگه اشک نداره...
-
...
چهارشنبه 11 تیرماه سال 1399 14:35
امروز داشتم کتابخونه دانشگاهمو نگاه میکردم و کتاب هایی که با مشقت خوندم و درسشو پاس کردم ورق میزدم، یک دفتر دیدم که به نظرم آشنا نمیومد. دفتر باز کردم دیدم دفتر خاطراته. از مادرم پرسیدم این دفتر چیه؟ مال کیه؟ گفت دفتر خاطرات سربازی داییته. داییم تنها زندگی میکرد و خیلی کم حرف میزد و خیلی کم از کسی کاری میخواست که...
-
...
سهشنبه 10 تیرماه سال 1399 15:54
امروز از سر بی حوصلگی و خستگی روحی که متاسفانه مدتهاست ول کن ماجرا نیست، سه تارم برداشتم و کمی به قول دوستم دنگ دنگ کردم. چون واقعا چیزی ازش بلد نیستم همیشه علاقه زیادی به موسیقی داشتم ولی خب توی خانواده ما وقتی که موقع یادگرفتنش بود یعنی زمانی که سن کمتر داشتم، خیلی طرفدار نداشت. الان دیگه کسی نه مخالفت میکنه و نه...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 7 تیرماه سال 1399 21:04
چه سازم که صدای من جرس نیست به جسم ناتوان من نفس نیست رفیق روز حالا هست و بسیار رفیق روز آخر هیچ کس نیست
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 خردادماه سال 1399 10:25
از دیروز که متوجه شدم حس بویاییم کار نمیکنه، به کسانی فکر میکنم که یکی از حواس پنجگانه ندارن. برای منکه حس بویاییم فقط خرابه که شاید پیش عوام خیلی مهم هم نباشه و بوی بد و خوب و عطر غذا و ادکلن تشخیص نمیدم زندگی تا حدودی بی معنا شده، حالا اون افرادی که نابینا و ناشنوا هستن چه می کشن، خدا فقط میدونه. شاید کسی که...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 خردادماه سال 1399 17:56
چند روزه سردرد امونم بریده، رفتم درمانگاه شرکت میگه ۳۸ درجه تب داری، تست crp گرفته، گفت اگه جوابش مثبت بود باید بری اسکن ریه انجام بدی. هرچند که دکتره میگه ریه ات مشکل داره. آره خب الان تقریبا ۵ ماهه از روزی که کرونا پیدا شد و بازار الکل و مواد شوینده داغ شد، سرفه من شروع شد وهنوز هم ادامه داره. جوابش ظهر اومد منفی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 خردادماه سال 1399 20:00
گاهی لال می شود آدم... حرف دارد؛ اما... کلمه ندارد...!!!
-
معنای زندگی
پنجشنبه 22 خردادماه سال 1399 06:57
یه سخنرانی از دکتر الهه قمشه ای نگاه میکردم حرف قابل تاملی زدن، میگفتن: هر کسی توی زندگیش باید کسی رو داشته باشه اگه اون شخص نباشه احساس کنه زندگی روی سرش خراب میشه. اگه زندگی کردید و چنین شخصی توی زندگیتون نبود، بدونید که اصلا زندگی نکردید.
-
بیهوده پیمایی
چهارشنبه 21 خردادماه سال 1399 14:02
چند ماه دیگه تا 35 سالگیم مونده. توی تمام این سالها کاری جز سگ دو زدن و نرسیدن به آرزوهام نداشتم. آرزوهایی که هرروز کوچیکتر میشن و من دورتر ازشون. در واقع امید من هرروز از رسیدن به آرزوها کم رنگ و کم رنگ تر میشه . موضوع فقط رسیدن به آرزو نیست. هر آرزویی سن خاص خودشو میخواد. وقتی از اون سن بگذری دیگه مهم نیست که بهشون...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 خردادماه سال 1399 06:52
خسته ام. خسته از دویدن و نرسیدن...
-
...
سهشنبه 20 خردادماه سال 1399 06:55
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبارآلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای از امروزها ، دیروزها
-
خاطره مانور
جمعه 16 خردادماه سال 1399 08:35
چند سال پیش توی شرکت محل کار مانوری برگزار شد که مثلا آمادگی نیروهای امدادی بسنجند. از بخت بد اون روز، شیفت کاری من بود و قرار شد من نقش مصدوم بازی کنم. مانور هم سناریویی با موضوع مسمومیت غذایی داشت. با نیروهای امدادی در مورد امروز این داستان ساختگیه و مانوره هماهنگ نکرده بودن. خلاصه، زنگ زدن که توی ساختمون فلان جا،...
-
عاشق یا عاقل
پنجشنبه 15 خردادماه سال 1399 07:58
سوالی که همیشه ذهن منو درگیر میکرد این بود که اگه من و کسی که دوستش داشتم الان با هم بودیم و زیر یک سقف زندگی میکردیم، آیا الان انسان هایی خوشبخت بودیم یا نه؟ یا اینکه فقط توهم دوست داشتنی بود و مثل تمام کسانی که اول زندگی، شروعی عاشقانه داشتن ولی در ادامه، در پیچ و خم زندگی اختلافاتشون نمایان شده و در آخر کارشون به...
-
تقدیمی به رومینا اشرفی
جمعه 9 خردادماه سال 1399 08:18
ما با خود داعش سر و کار نداریم. اما متاسفانه تفکرات داعشی در بسیاری از خانواده های ما ایرانیها از هزاران سال پیش وجود داشته که نسل به نسل منتقل شده و به ما رسیده. رومینا اشرفی، قربانی جهل و جنایت و تعصب بی جا و نا به جا پدری شد که تنها 37 سال سن داره و به اصطلاح از نسل امروزی و مثل خیلی از ماها، یک دهه شصتی هستش. اما...
-
داستان خیالی، اما واقعیت
جمعه 9 خردادماه سال 1399 07:57
نزدیک به یک سال پا روی زمین کوبیدم که من بلبل میخوام. از من اصرار و از پدر انکار. در آخر قبول کرد و شرطی گذاشت که خودت باید بزرگش کنی. گفتم باشه بزرگ میکنم. گفت مسئولیت داره الکی که نیست. باید قبول کنی. قبول کردم و برام خرید. از فردای اون روز صبح زود باید از خواب بیدار می شدم و قبل از خوردن صبحانه ی خودم، به بلبل غذا...
-
پست بی ربط
سهشنبه 6 خردادماه سال 1399 15:16
یک فلان ماهی مغرور... خب باشه. ولی که چی؟ کجاش افتخارآمیزه؟ مثلا اسفندی بودن یا بهمنی؟ یا آبان و آذر؟ اگه کسی متولد اون ماهی که شما هستی، نیست، ذلت محسوب میشه؟ یا مثلا کسانی که مثل حضرت عالی، متولد ماهی همچون شما هستن، باید افتخار کنن که توفیق الهی نصیبشون شده؟ شاید مغرور بودن افتخاره. اینکه فکر کنی اخلاقت وحی منزله و...