کوه زندگی بی پایان

کوه زندگی بی پایان

دفتر خاطرات
کوه زندگی بی پایان

کوه زندگی بی پایان

دفتر خاطرات

تلگرام

امروز صبح که آلارم گوشیم از خواب بیدارم کرد که بعنی باید کم کم آماده بشم واسه سرکار رفتن، دیدم روی گوشیم یه نوتیفیکیشن اومده نوشته: "یک اسمی joined to telegram "

اون کانتکت، پسر خالم بود که ۴ سال پیش فوت شد. نمیدونم خطش دست کیه و یا احتمالا واگذار شده یا نه اما تمام اون خاطرات تلخ بیمارستان و خاطرات زیبای قبل از بیمارستان یک لحظه از جلوی چشمم گذشت.

خدا رحمتت کنه پسر خاله. 

سکند اپ

دیروز توی روستا داشتم لوله آب که شکسته بود عوض میکرد که گوشیم زنگ خورد. یک شماره ناشناس بود. جواب دادم اولین جمله ای که گفت این بود:,"سلام استاد". نذاشتم بقیه حرفشو بزنه گفتم داداش فکر میکنم اشتباه گرفتی. گفت شماره تلفنت توی مایکت بود در مورد فلان اپلیکیشن که نوشتی. گفتم آره درسته. گفتش که این اپلیکیشن حجمش زیاده میخواستم ببینم رایگانه یا باید بخرم اگه خریدنیه که دانلود نکنم. گفتم نه رایگانه حتی اگه سورس اپلیکیشن رو هم خواستی بگو بهت میدم. من که برای کسب درآمد این اپ رو نساختم برای ماندگاری موسیقی ایرانی نوشتمش.

وطن

دیشب بازی های جام جهانی برای تیم اعزامی از ایران تموم شد. اینکه این تیم نماینده کی بود، خیلیا در موردش صحبت کردن اما موضوع قابل بحث اینه که چرا مردم بعد از باخت از آمریکا شادی کردن و هنوز خوشحالن؟ احتمالا یک عده میگن وطن فروشن. اصلا وطن چیه؟ به چی میگن وطن؟ وقتی جنگ ظفار توی عمان بود، ارتش ایران به دولت عمان کمک کرد که پیروز بشه. تلفات هم دادن. خیلی از همون افراد سال 59 با عراق جنگیدن. خب الان اون شخصی که توی هر دو جنگ بوده، کی وطن فروش محسوب میشه و کی وطن پرست؟

مغز

 تا حالا فکر کردیم چرا مغز بدون حد و مرز میتونه همه جا سیر کنه و هیچ انسانی نمیتونه محدودش کنه؟ چرا میتونیم به همه چیز فکر کنیم و هیچ نیروی نظامی و غیر نظامی نمیتونه جلوی این فکر رو بگیره؟ شاید بشه فکر رو به سمت خاصی هدایت کرد اما نمیشه جلوشو گرفت.

فکر میکنم دلیلش اینه چون آزاد خلق شدیم. آزاد از نظر اندیشه و فکر. دلیل دیگه ای نمیتونم براش پیدا کنم.

پ.ن یک:

خیلی از حرفا رو باید نوشت و باید گفت اما بیان کردنشون لطفی نداره و البته شنونده، تمایلی به شنیدنش نداره. خب تراوشات ذهن هرکسی خوندنی نیست. پس باید توی همون صندوق زنگ زده بمونن و با قفلی در اونو محکم کنیم.

دور و اطرف

گاهی دور و برم رو که نگاه میکنم میبینم چقدر دنیای ماها متفاوته. بعضی چیزها رو اصلا درک نمیکنم. بعضی دغدغه ها که حتی تصورش برای من غیر قابل باوره. وقتی حرفشون رو گوش میدم، نمیفهمم دارن از چی صحبت میکنن و چرا دارن به این چیزها فکر میکنن. یعنی این موضوعات اینقدر برای بشریت مهمه؟ فکر میکنم از یکجایی و یک زمانی انسانیت فرو ریخت.

 شاید من اشتباه میکنم...

ادامه جام جهانی

خب اینم باخت دوم. اول به مردم و بعد به انگلیس...

چیزی که مسلمه اینه که باخت به انگلیس فراموش میشه ولی به مردم هرگز...

جام جهانی

جام جهانی شروع شد و برای اولین بار تیم جمهوری اسلامی به جام جهانی صعود کرده. سال های قبل تیم ملی ایران بود اما امسال متاسفانه تیم ملی از صعود به جام جهانی باز موند و من چون علاقه ای به تیم جمهوری اسلامی ندارم، بازیهاشو هم نگاه نمیکنم و امیدوارم تمام بازیهاشو ببازه. چون از باخت این تیم خوشحال میشم. مگر اینکه روز بازی به جای بازیکنان تیم جمهوری اسلامی، بازیکنان تیم ملی ایران توی زمین بیان.

ترسیدن و نترسیدن

معمولا میگن ترس نتیجه ضعیف بودنه اما اصولا هرچیزی نه افراطش خوبه و نه تفریط. ترس زیادی باعث درجا زدن و تسلیم شدن به چیزی که اسمشو تقدیر میذاریم میشه. از اونور نترسیدن نتیجه ای جز هلاکت و از بین رفتن نداره.

اما کجا باید ترسید و کجا نباید ترسید؟ تفاوت انسان ها در اینه که ترسیدن و نترسیدن هر انسانی متفاوته. یکی از پست و مقامش میترسه یکی از مرگ و دیگری از چیزای دیگه. جالب اینجاس ترسیدن و نترسیدن از هرچیزی اسم متفاوتی داره. ترسیدن از جایگاه میشه محافظه کاری و نترسیدنش میشه حقانیت. جالب تر اینه که بیشتر ترسیدن ها و نترسیدن ها، یک طرفشون خوبه و طرف دیگه بد(اغلب نه همیشه). و باز از همه جالب تر اینه که اون ترسیدن و یا نترسیدنی که حق نیست، دنبالش هزاران کار بد دیگه اس که سرچشمه اون فقط از کلمه ترسیدن و نترسیدن شروع میشه.



..

تا قبل از این اعتراضات، همیشه می گفتم این مملکت جای موندن نیست و هرکسی بتونه بره و نره به آیندگانش خیانت کرده. اما الان لااقل در مورد خودم حرفمو پس میگیرم.

داد از این بیداد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست / گرد سم خران شما نیز بگذرد...

چقدر دیدن این عکس دردناکه. کی حال این دختر رو میفهمه؟ کی میتونه بفهمه؟  اون نامرد و بی وجود که این دختر رو ازمهر مادری محروم کرد، الان راحت میخوابه؟ از کارش راضیه؟ برای قطره قطره اشک این دختر باید تاوان بدی...