دنیا سرشار از تنوعنژادی، اعتقادی و رفتاری انسانهاست. معمولا انسانها در بعضی از خصلت ها مشترکند اما در همین خصلت های مشترک، تفاوتهایی هست که در جاهای خاص خودشونو نشون میدن.
دیروز دوباره تصادفا موضوعی پیش اومد که یاد یک بازه زمانی تقریبا ۲ ساله از زندگیم افتادم. بازه زمانه ای که تجربه ای ارزشمند بود اما راه بدست اوردنش، اصلا جذاب نبود و حتی زجرآور بود. شاید خلاصه تجربه من بشه در چند جمله گفت: آدمها اونجوری که روز اول خودشونو نشون میدن نیستند. باید بهشون زمان داد تا نقابی که ناخودآگاه روی صورتشون کشیدن رو، کنار بزنن.
فقط چیزی که من درک نمیکنم اینه که چرا الان که ۵ سال از اون داستان گذشته،هنوز شخصی که محکوم میشه، منم؟ بس نبود حرفهایی که واقعا دروغ محض بود پشت سرمن گفته شد؟ هنوزم تمومی نداره؟
رییس میگه من فردا نمیام میخوام برم تهران. منم توی دلم گفتم خوشحال میشم که نیای.
فکر کنم رییس هم همین حسو داشته و از اینکه منو نمیبینه، خوشحال میشه.
اگه میشد بهش میگفتم تو اصلا نیا سرکار. با اداری صحبت میکنیم سرماه حقوقت رو بده، در مورد کار هم من بهت تعهد محضری میدم که روی زمین نمیمونه. معامله برد برد که میگن همینه دیگه

امروز بعد از چندین روز قرنطینگی، سرکار اومدم. البته به راننده زنگ نزدم که دنبالم بیاد. با ماشین خودم اومدم. رفتم ماشین زیر سایبان پارک کنم، دیدم فقط اسمش سایبانه. ماشین کلا زیر آفتابه انگار. فقط واسه زمانی که بارون میاد خوبه. نه از بس ما اینجا زیاد بارون هم داریم، به درد همونم نمیخوره.
من نمیدونم اون کسی که این سایبان رو طراحی کرده، قبلش فکر نکرد اصلا فکر چرا؟ نگاه نکرد که جهت نور خورشید چجوریه؟
مشت نمونه خرواره. این یه سایبان ساده س. حالا شما فکر کن چه خبره توی مملکت با طرح های بزرگ.
طرف تا دیروز توی یه واحد دیگه بوده، الان شده رییس مستغلات.نه تخصصشو داره نه رشته تحصیلیش بوده نه تجربشو داره. جوری حرف میزنه انگار یه عمر سابقه کارهای عمرانی داره. به خدا جمله نمیدونم، نمیتونم بد نیست. وقتی بهت میگن فلانی بیا رییس شو، بگو من نمیتونم، من اینکاره نیستم. باور کن نه عیبه. نه اتفاقی میفته.
نه اینکه واسه سمت حاضری هرکاری کنی. زیرآب هرکسی رو بزنی.
یکی از استعدادهای بیکران و ماورای زمینی من، استعدادِ بی استعدادی در آشپزیه. نهایت هنر آشپزیم، نیمرو میشه که اونم هیچوقت نتونستم تخم مرغ رو سالم بندازم توی ماهی تابه. همیشه دایره و گردی تخم مرغ، از یک طرف نشت پیدا میکنه به کل ماهی تابه و بیشتر به نقشه زمین، خشکی ها و دریاها شبیهه تا نیمرو
مادرم میگه تو که آشپزی بلد نیستی، اگه یه وقتی کسی خونه نباشه چکار میکنی گشنه نمونی. میگم: خب مادر من، خدا رستوران واسه همین آفریده دیگه. تازه اون بنده خدا هم میخواد نون زن و بچه رو ببره. باید کسی باشه که آشپزی بلد نباشه بیاد پیشش خرید کنه که بتونه از این راه ارتزاق کنه. آدم ها باید به فکر هم باشن. 
میگه: تو و این خواهرت اگه این زبون رو نداشتین تا حالا صد بار گرگ شما رو خورده بود. من نمیدونم تو و خواهرت این زبونتون رو از کی به ارث بردین. 

امروز میخوام به یکی از کارهای زمان دانشگام اعتراف بکنم. در مورد درست یا غلط بودنش که مشخصه کار غلطی بوده.
ترم آخر دانشگاه، درس آزمایشگاهی داشتیم که استادش خانمی بودند که پروازی از تهران میومدند. استاد، آزمایشات رو که قرار بود انجام بدیم، برامون هر هفته ایمیل میکرد. آخر ترم گفتش که تا فلان تاریخ، نتیجه تمام آزمایشات رو برام ایمیل کنید.
من و یکی از دوستام اصلا حتی یک آزمایش هم انجام نداده بودیم و البته که فرصت و موقعیتی برای انجامش هم نبود. تنها راه این بودش که از بقیه بچه ها بگیریم و چون بقیه حاضر نبودند آزمایشاتشونو به ما بدن، یک فکر شیطانی به ذهن من رسید که با حرکتی خاص اینکارو انجام بدیم.
ایمیل استاد yahoo بود و ما یک ایمیل با همون اسم ولی با سرور rocket,mail ساختیم وبه همه بچه ها ایمیل زدیم که ایمیل من مشکل پیدا کرده و نتیجه آزمایشاتونو تا بعد از ظهر به این ایمیل بفرستید وگرنه نمره شما صفر در نظر گرفته میشه.
همه بچه ها آزمایشاتونو فرستادن، حتی دانشجو داشتیم که التماس میکرد: استاد تا فردا وقت بدین. ما هم جواب می دادیم: نه. فقط تا امروز
ازهر کدوم از بچه ها، تیکه ای از جواب رو برداشتیم و برای خودمون جواب آزمایش درست کردیم و برای استاد فرستادیم
استاد از طریقی که احتمالا یکی از بچه ها بود، متوجه شد که چنین داستانی پیش اومده. با ایمیل جدیدی که با سرور ymailساخته بود، به همه گفت که جواب آزمایشات و ایمیل که از من گرفتین مبنی بر اینکه ایمیل من مشکل پیدا کرده، برام بفرستین. خب ما اون ایمیل رو send to all کرده بودیم و خودمون هم این ایمیل رو داشتیم. ما هم هردو رو براش فرستادیم. تا چند ماه درگیر این بود که آدم این کارو پیدا کنه. اما چون موفق نشد، در آخر نمراتو زد و هیچوقت نفهمید که کار کی بود.
به آدمی که پیام میدی ولی بعد از 11 روز جواب پیامت رو میده، چی باید گفت؟
یه چیزی ازش پرسیدم، بعد از 11 روز جواب داده: نمیدونم. 
جواب تستم منفی شد اما دکتر میگه باید قرنطینه بمونی، خیلی به تست اعتمادی نیست. اونم من که هیچوقت نتونستم چند روز توی خونه بمونم. دوهفته نامه زدن که سرکار راهم ندن تا زمانی که نامه دکتر بگیرم. اینهمه آدم از کار فراریه، حالا من که خودم دنبال سرکار رفتنم، اینجوری میشه
فکر کنم بعد از قرنطینه، باید پیش یه روان پزشک هم برم
پریروز درمانگاه، تست crp گرفت. گفتش باید تست pcr بدی. آدرس داد که فلان جا برو.
دیروز که برای تست به درمانگاه رفتم، پیرمردی هم اومده بود که تست بده. وقتی خانمه میخواست نمونه ته حلقشو بگیره، دهنشو ناخودآگاه میبست. خانمه عصبانی شد و گفتش: مگه من مسخرتم؟ پیرمرده جواب داد: نه تو مسخره من نیستی. من مسخره تو ام. دست خودم نیست، ناخودآگاه دهنمو میبندم.
از منم تست گرفت، امروز زنگ زدم واسه جوابش میگه: فردا آماده میشه. چون تعطیل هم هست شاید پس فردا. حالا من موندم و سرکاری که نمیتونم برم و مرخصی هایی که مجبورم بگیرم. ما واسه هرروز سرکار نرفتن دو روز باید مرخصی بگیریم. چون نوع کارمون، نوبت کاریه. یه روزش که استعلاجی رد میشه. اما روز مقابلش که استراحته باید استحقاقی بگیرم.
کاش هرچی زودتر جوابش بیاد.
امروز رفتم درمانگاه شرکت چون مشکوک به کرونا هستم. یه جوری باهات رفتار میکنن انگار جذام داری. میگه نه نه داخل نیا. همون بیرون وایسا.
در حرف زدن با بعضی از همکارا تغییر رویه دادم و دارم باهاشون تند حرف میزن و احساس میکنم نتیجه بهتری داره.
مثلا میان میگن کاش ما هم ابزاردقیقی بودیم. از صبح میریم سرکار زیر آفتاب تا عصر. همش کار سنگین. قبلا در جواب این حرفاشون چیزی نمیگفتم. اما الان چرا جواب میدم. میگم: وظیفتونه حقوق میگیرین که این کارا رو انجام بدین. منم حقوق میگیرم که به قول شما زیر کولر بشینم. اگه فکر میکنی دارم حقتو میخورم برو به رییس تعمیرات که اتفاقا از خودتونه بگو.
یا برمیگردن میگن: شما کار نمیکنید. همش چند تا پمپ تحویلتون بود که اونم انداختین به ما. در جواب این حرفشون هم میگم: آره زرنگ بودیم تونستیم بندازیم گردنتون. شما هم اگه زرنگین دوباره بندازین به ما. (البته واسه اینکه دوباره بندازن به ما، خیلی تلاش کردند اما هربار شکست خوردن
).
این جوابا باعث میشه اعصابشون خرد بشه و چون هر دفعه که میان متلک بندازن، جای خنده با اعصاب خردی میرن. دیگه به این حرفا ادامه نمیدن.


حالا کار ما هم زیر کولر نیستا. فقط فرقش اینه که واحد ما کارش رو درست انجام میده که دوباره کاری نشه. اما اونا میرن یه دستی میشکن و میان. خب معلومه چند روز دیگه باز خراب میشه.