کوه زندگی بی پایان

کوه زندگی بی پایان

دفتر خاطرات
کوه زندگی بی پایان

کوه زندگی بی پایان

دفتر خاطرات

بیهوده پیمایی

چند ماه دیگه تا 35 سالگیم مونده. توی تمام این سالها کاری جز سگ دو زدن و نرسیدن به آرزوهام نداشتم. آرزوهایی که هرروز کوچیکتر میشن و من دورتر ازشون. در واقع امید من هرروز از رسیدن به آرزوها کم رنگ و کم رنگ تر میشه . موضوع فقط رسیدن به آرزو نیست. هر آرزویی سن خاص خودشو میخواد. وقتی از اون سن بگذری دیگه مهم نیست که بهشون برسی یا نه. چون برات دیگه اهمیتی نداره. داستان زندگی خیلی از ماها همینه. نرسیدیم. وقتی باید میرسیدیم نرسیدیم. 

خیلیاش تقصیر من و امثال من نیست. تقصیر اقتصاد شکوفای مملکتمونه. که هرچی تلاش کنی با ز میبینی حتی سرخط هم نیستی. انگار توی یک باتلاق که هرچقدر بیشتر دست و پا بزنی بیشتر فرو میری. اگر تلاش نکنی بازم فرو میری. یعنی تقدیرت فرو رفتنه.

شاید حرفم برای خیلی از کسانی که این مطلبو میخونن خنده دار باشه. ولی من حاضرم 20 سال از عمرم بدم ولی شروع زندگیم  20 سال قبل باشه. با اینکه 20 سال از عمرم کم میشه

نظرات 3 + ارسال نظر
مینو چهارشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1399 ساعت 06:49 ب.ظ http://Rozhayetanhaie.blogsky.com

آخ که واقعا همینطوره
مهم رسیدن به آرزوهامون نیست مهم زمانیه که بهشون میرسیم

آرزوهایی که تباه شدند
بخاطر یه مشت آدم مفت خور و بی مغز

سارا پنج‌شنبه 22 خرداد‌ماه سال 1399 ساعت 04:25 ب.ظ

آرزو داشتن رو دیگه دوست ندارم.خواستن و نرسیدن اذیتم کرد مدتها،از یه جایی تصمیم گرفتم ارزویی که ناراحتی میاره رو بزارم کنار،تو هم همینکار رو کن ، امید به داشته ها ببند

توی مملکت ما حداقل آرزو هم ناراحتی میاره. آرزو که نه حداقل حق شهروندی.

M جمعه 24 مرداد‌ماه سال 1399 ساعت 11:38 ب.ظ http://From-m.blogsky.com

چه غم انگیزه که این حرف ها رو از تمام دوستام و هم سن ‌و سال‌هام سالهاست شنیدم و می شنوم و خودم هم با همه ی وجود درکش میکنم
متاسفانه حتی حرفی برای ‌دلداری هم نمیشه زد

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد