بدون مقدمه و بدون حاشیه:
فقط سه راه برای پولدار شدن وجود داره:
۱- بابات پولدار باشه
۲- دزد باشی
۳- یک اتفاق خاص و شانس توی زندگیت بیفته
غیر از این سه راه، راهی دیگه ای برای پولدار شدن وجود نداره. اصل مشکل اینجاس که مردم فکر میکنن با سخت کار کردن، پولدار میشن. البته که بستگی داره پولدار شدن رو چی تعریف کنی. ما داریم توی یک گیم که دولت ها و سیاست ها از قبل برامون چیدن، بازی میکنیم و جزیی از اون شخصیت و کاراکتر بازی هستیم که فکر میکنیم تهش قراره اتفاقی بیفته، نخیر دوستان تهش قراره همینجوری تموم بشه. دیگه اینهمه آدم که قبل از ما بودن و کار کردن و جون کندن و تهش هیچی نشدن رو دیدیم. اصلا خود پولدار بودن یک معیار نسبیه. پولدار شدن یعنی شما نسبت به عموم جامعه وضعیت مالی بهتری داشته باشی. یه زمانی کسی که به اندازه یک میلیون پول داشت، پولدار به حساب میومد. میگفتن فلانی میلیونره. الان یک میلیارد هم پول به حساب نمیاد.
مشکل اول اینجاس که دولت ها دارن تفکر اینکه کار کردن باعث پولدار شدن میشه رو به مردم القا میکنن. چون خرکار بودن مردم به نفع اوناس. توی یک مزرعه خوب کار کردن کارگر، باعث میشه صاحب زمین منفعت ببره، درسته شاید یک مقداری اون کارگره هم گیرش بیاد که اونم فقط برای اینه که بعد از اینم دوباره خوب کار کنه ولی آیا باعث میشه اون کارگر صاحب زمین بشه؟
مشکل دوم اینه که مردم استثناها رو میبینن و فکر میکنن میتونن خودشون جز اون استثناها باشن و تمام عمر براش تلاش میکنن ولی ۹۹ درصدشون شکست خورده سر بر بالین مرگ میذارن.اگه قرار بود همه اون استثنا باشن که اصلا استثنا معنایی نداشت. شنیدین میگن فلانی از طبقه مثلا دوم ساختمون افتاده ولی هیچیش نشده یا فلانی تصادف کرده ولی هیچیش نشده؟ خب چرا شما نمیری همین کارو امتحان کنی؟ چرا خودتو از طبقه دوم ساختمون نمیندازی پایین؟ چطور توی اینجور حادثه ها این جیزا استثنا به حساب میاد و حاضر نیستی ریسکشو قبول کنی، ولی توی موضوع مالی اینهمه تلاش میکنی که جز این استثنا باشی؟ یک عده هم این بین دارن پکیج موفقیت میفروشن. تو اگه موفقیت مردم برات مهمه که نباید بفروشی، اگه هم داری میفروشی یعنی این کاسبیه خب پس موفقیت تو هم در فروش این دوره هاس نه در مطالب دوره. دارن اینقدر قشنگ تلقین میکنن که شما میتونی جز استثناها باشی که آدم دلش هم نمیاد باور نکنه.
در آخر فقط یک چیز میخوام بگم، اگه فکر میکنی حقت باید بیشتر از این باشه برو از صبح تا شب کار کن، هیچی خرج نکن، از حق زن و بچت بزن، واسه قرون قرونش حساب و کتاب کن و اینکه قراره مثلا یک باک بنزین به نفعت باشه برو ۳ ساعت توی صف پمپ بنزین وایسا و غر بزن و در نهایت وقتی به پیری و ناتوانی رسیدی ازش اگه میتونی استفاده کن و فکر کن که بردی.
ولی اگه فکر میکنی زندگی همینه، بشین و از الانت لذت ببر. نه اینکه اصلا به آینده فکر نکنی، فکر کن ولی الانتو فدای آینده ای که شاید هیچوقت وجود نداشته باشه نکن.
پ.ن:
نتونستم همه چیزایی که توی ذهنم بود رو درست و کامل بنویسم چون یا فکرش بدموقع میومد توی ذهنم مثلا موقع رانندگی که نمیشد بنویسی و یا اینکه کسی میومد و صحبتی میکرد که نوشتنم قطع میشد و بعد یادم میرفت چی میخواستم بگم.
سلام، حقیقت محض
سلام
ممنونم
همون اولی از همه راحتتر و مطمئن تره!
اما اولی متاسفانه انتخابی نیست.
راه اول و سومو دوس دارم .
اولیو که نداشتیم به امید سومی جلو میریم
اولی که انتخابی نیست.
ان شاالله که موفق باشین.
بقول امروزیا بارش حق رو مشاهده میکنیم.
دقیقن حرفاتو باید با طلا نوشت
ممنون
سلام
یاد این بیت از دیالوگ استاد نصیریان توی سریال هزاردستان افتادم:
آسمون زر نباریده به سرش
یا خودش دزد بوده یا پدرش
سلام آقای دکتر
چقدر بیت درستیه. ممنونم
به نظر من یه راه دیگه ای هم هست
داشتن هوش اقتصادی
دیدم کسایی رو که بلدن چه کاری انجام بدن و چطوری البته بدون دزدی!
بعضیا هم بلدن این افراد رو پیدا کنن و ازشون راهنمایی بگیرن
هوش اقتصادی بدون سرمایه اولیه، میتونه نتیجه پولدار شدن رو داشته باشه؟؟